سلطان محمد مطربي سمرقندي
670
تذكرة الشعراء ( فارسي )
كه او را صد چوب بزنند ، چون پنجاه چوب زدهاند ، او از يكى تا پنجاه ، به آواز بلند ، مىشمرده ، چون عدد به خمسين ، تكميل يافته ، فرياد برآورده كه شهريارا ! در حق من طريق ظلم را مسلوك مدار كه مرا در اين قضيّه ، انبازى هست و صورت شركت يساول را ، به عرض رسانيده ، حضرت خاقان متبسّم شده ، امر به استحضار يساول نمودهاند و از كيفيّت حال استفسار كرده ، چون شاهدان بودهاند ، ناچار اعتراف نموده و گفته كه من اين پنجاه چوب را به پنجاه تنگه مىخرم ؛ ملّا تيله فرموده كه من نمىفروشم و تو را خود چوب مىزنم . حضرت خاقان مسرور گرديده ، آن عدد را مضاعف گردانده ، او را راضى ساختهاند . طبع نيكو داشت و اين مطلع از اوست : مطلع : تا صبا پرده از آن روى چو گل برنگرفت * آتش شوق من سوختهدل درنگرفت [ « 290 » ] ترابى كابلى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ترابى كابلى ، در بلخ طاقىدوزى مىكرد و اين مطلع از گفتار اوست : مطلع : به صد جان گر رخش را بنده باشم * هنوز از لعل او شرمنده باشم
--> ( 290 ) . ملا ترابى بلخى كابلى از مداحان امام قليخان بوده و در مدت عمر بر سر مزارى كه به مرقد امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) در بلخ مشهور است ، معتكف بود و در مدح امام قليخان ، قصيدهاى گفت و او را به زر كشيد . وى در بلخ چشم از جهان فروبست : تذكرهء نصرآبادى ، ص 440 ؛ شمع انجمن ، ص 94 ؛ صبح گلشن ، ص 84 ؛ الذريعه ، 9 / 1 / 169 ؛ نتايج الافكار ، ص 130 ؛ خزانهء عامره ، ص 171 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 72 ، ( ش 66 ) ؛ آثار هرات ، 1 / 32 - 33 ذيل عنوان ترابى هروى ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 183 .