سلطان محمد مطربي سمرقندي
658
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 281 » ] شهرتى آهنگرانى [ متوفى 1010 ق / 1601 م ] شهرتى آهنگرانى ، شهرت به فضيلت داشت ؛ از جملهء فضلا و از زمرهء فصحا بود . سلوك در كسوت درويشى مىنمود و سر ارادت به ملازمان ملّا لطف اللّه داشت كه ايشان از خلفاى مخدومى اعظم ، مولانا خواجگى كاسانىاند - قدّس سرّه - طبع خوب داشت و خيالاتش به غايت رنگين بوده و اين غزل را ، بسيار نيكو گفته : غزل : ساقى كه دوش بر لب خود جام باده ماند * شد آتشى و داغ به دلهاى ساده ماند دادند با بتان دگر اندك اندكى * ز اسباب حُسن هرچه از آن مه زياده ماند از تنگى دهان تو با غنچه صبحدم * گفتم حكايتى كه دهانش گشاده ماند سرو سهى ز جلوهء قدّ تو در چمن * از حيرتى كه داشت به پا ايستاده ماند رفت آن سوار شوخ و به صد غصّه « شهرتى » * در راه او به خاك مذلّت پياده ماند
--> ( 281 ) . شهرتى ورغزى آهنگرانى تاشكندى ، از مردم ورغز در روستاى آهنگران از توابع تاشكند بود . در جوانى به كسب دانش پرداخت و سپس به زيارت حرمين شريفين رفت و از مريدان لطف اللّه جوينى كه از خلفاى خواجگى كاشانى ( كاسانى ) بود شد و مدتى از ملازمان او بود و رياضت و مجاهدت فراوان كشيد و سپس به ملازمت محمد خواجه كلان خواجه پسر خواجگى درآمد و چندى مقام ارشاد داشت و در سال 1010 قمرى ، در پايان زندگى به سفر حجاز رفت و در شام درگذشت و پيكرش را به تاشكند بردند و در كوك ميدان ، نزديك مزار شيخ حسين خوارزمى به خاك سپردند . وى از غزلسرايان زبردست روزگار خود بوده است : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 577 .