سلطان محمد مطربي سمرقندي

63

تذكرة الشعراء ( فارسي )

طمع مكن ز كسى « مطربى » كه شكل طمع * سه حرف و جملهء او را ميانه كاواك است « 1 » * * * خوش آيد ز سرو روانت روايت * ز لعل لب دُرچكانت حكايت « 2 » * * * سخنى چند در ميان آورد * پيش آن جمع ترجمان آورد « 3 » * * * از مشك نه خط بر مه تابان تو باشد * آن آيت خوبى است كه در شان تو باشد « 4 » * * * هرآن كو مبتلاى دوست باشد * رضاى او رضاى دوست باشد « 5 » * * * بتان كه بر رخ گل خط ز مشك ناب كشند * ز خط خود رقم ردّ بر آفتاب كشند « 6 » * * * شكر كه اين نامه به‌عنوان رسيد * پيشتر از عمر به پايان رسيد « 7 » * * * يا زر به هردو دست كند خواجه در كنار * يا موج روزى افكندش مرده در كنار « 8 » * * * ساقى به عشرت كوش در دوران گل * مگذار از كف جام تا پايان گل « 9 » * * *

--> ( 1 ) . تذكرة الشعراء ، ش 76 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ش 238 ، كه مطربى به‌عنوان مقطع غزل فرهادتامه سروده است . ( 3 ) . همان مأخذ ، ش 3 . ( 4 ) . همان مأخذ ، ش 172 . ( 5 ) . خاطرات مطربى ، ص 16 . ( 6 ) . تذكرة الشعرا ، ش 71 . ( 7 ) . خاطرات مطربى ، ص 74 ، به مناسبت پايان يافتن خاطرات . ( 8 ) . همان مأخذ ، ص 71 . ( 9 ) . تذكرة الشعرا ، ش 18 .