سلطان محمد مطربي سمرقندي

623

تذكرة الشعراء ( فارسي )

اين كمينه به اوضاع و اطوار او غريب عقيده‌مند است . مدتى است كه به اين فقير طريق محبّت دارد ، هرگز در اين مدت ، اين كمينه از او بر خلاف ادب چيزى مشاهده ننمود . در اين اوقات به مضمون حديث صحيح : « التوفيق شىء لا يعطى الّا بعبد عزيز . » به عنايت حضرت ايزد - جلّ و علا - موفق به توفيق گرديده ، مشرّف به شرف توبه شده ، به جناب هدايت‌مآب ارشاد انتساب ، مولانا صوفى گوركنى ، انابت نموده از ارتكاب مناهى و ملاهى بكلّى اجتناب نموده ، آينهء دل را به صيقل ذكر مجلّا و مصفّا مىگرداند . اميد چنان است كه ايزد - جلّ و علا - او را در اين طريقهء شريفه ، مستقيم داشته ، به منتهاى مقاصد حقيقى رساند . با وجود اكتساب فضايل ، گاهى به جهت انشراح خاطر ، به گفتن شعر اشتغال مىنمايد . رسالهء عروض و قافيه را در صحبت اين فقير گذرانيده ، استحضار تمام حاصل كرده است . طبع خوب دارد و اشعار مرغوب از او سر برمىزند و اين غزل و رباعى ، از گفتار لطيف اوست : غزل : اگر چون شمع از هجرانش آتش بر سرم ريزد * چنان سوزم كه آتش از تف خاكسترم ريزد ز اعجاز مسيح آثار تيغت در دم بسمل * به جاى خون همه آب حيات از خنجرم ريزد به چرخ محنت‌انگيز بلا سيّاره آن بدرم * كه تا هنگام محشر نور مهر از پيكرم ريزد ببين طالع كه بعد از مردنم همدم ز دلسوزى * به جاى خاك بر سر كوه‌كوه اخگرم ريزد « قريشى » باده گر خواهم كه نوشم بخت بين دوران * همه خونابهء غم جاى مى در ساغرم ريزد