سلطان محمد مطربي سمرقندي

586

تذكرة الشعراء ( فارسي )

شيخ فيضى هندى است . جناب مشار اليه [ در ] اصل از ولايت هندوستان بوده ، چنانچه اين بيتش مبيّن آن است : بيت : اگرچه هندنژادم ولى به دولت شاه * مرا ز دانش يونانيان دلى است خبير و اين سخن كه بعضى مىگويند : گيلانى الاصل است ، غيرواقع است . تحصيل علوم در ولايت هندوستان نموده ، به مرتبهء علماى متبحّر رسيده بوده ، ضمير مهر ضوء قمر پرتوش ، كشّاف كنوز حقايق و حلّال رموز دقايق مىنموده و در فنّ اشعار ، به غايت ذو فنون بوده و از همهء صنايع شعرى و بدايع فكرى باخبر مىنموده . اين فقير ديوان ابيات او را ، تمام كتابت كرد ، به غايت اشعار جانفزا و معانى دلگشا ، مطالعه نمود و از صنايع مشكلهء شعرى ، قصيده‌اى بىنقطه در آنجا ظاهر شد ؛ به حضرت مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، غايبانه طريق محبت را پيموده ، از ولايت هند ابواب مراسلات را گشوده ، سوغاتهاى « 1 » كرامند مىفرستاد و در مرسله‌اى از گفتار لطيف خود ، تقريبا ابيات مىنوشت . فقير در بخارا بودم ، نوبتى مكتوبى فرستاد ، بر اول آن مكتوب همچنين نوشته بود كه : اى دل برآز شهپر شوق و گذار خط * كفر محبّت است نوشتن به يار خط و در ظهر مكتوب اين بيت را مرقوم ساخته بود كه : رسانند اين رقعهء دردمندى * به دست حسن خواجهء نقشبندى و از فحواى آن نامهء نامى ، چنان مستفاد گرديد كه به منصب ملك الشعرايى خسرو جم‌جاه انجم‌سپاه ، جلال الدّين محمد اكبر پادشاه معزّز گرديده بود و رعايات موفور مىيافته و اين غزل را جواب طلبيده بود :

--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( سوغوتها ) .