سلطان محمد مطربي سمرقندي

564

تذكرة الشعراء ( فارسي )

درآمد ، به غايت ابيات خوب دارد ، معانى بديعه را در الفاظ لطيف مؤدى گرديده . بيت : به هربيت شاهى نظر كن ببين * كش آغاز خوب و نهايت خوش است چنين گويند [ كه ] در همهء فنّ شعر ذو فنون بوده و در همهء اقسام شعر ، طبعش دقّت مىنموده ، چنانچه كتاب مثنوى مسمّى به خسرو شيرين و مجمع الابكار ، نام در جواب مخزن الاسرار شيخ نظامى گنجه ، گفته بوده كه به غايت مستحسن طباع مىنموده ، گويا از ولايت شيراز ، طوطى طبعش ميل شكرستان هند نموده ، به مجلس همايونى ، خسرو جم‌جاه انجم سپاه جلال الدين محمد اكبر پادشاه رسيده ، احترام تمام يافته ، فاما عجب عالىهمت بوده كه طبع لطيفش به جوايز و مرسوم سلاطين قطعا التفات نمىفرموده و دايم الدّهر در كسوت آزادگى ، اوقات به سر مىبرده ؛ گويا اين بيت در شأن او واقع شده : بيت : دريادليم و همّت ما فارغ از دُر است * گر دست ما تهى است ولى چشم ما پر است و اين رباعيش كه تقريبا [ خوب ] واقع شده ، شاهد همين معناست : رباعى : « عرفى » دل ما كيش دگرگون نكند * دريوزه به‌جز درون پرخون نكند سامان بهشت اگر در اين كوچه كشند * اميد سر از دريچه بيرون نكند و از جملهء مخصّصات او در فنّ شاعرى يكى آن است كه تخلّص خود را در اكثر رباعياتش آورده و اين طريقه را كم‌شاعرى الزام نموده ، اشعار او خالى از حالى نيست

--> 2 / 24 - 25 ؛ فهرست كتابخانهء مجلس شوراى ملى ، 3 / 350 - 354 ؛ كاروان هند ، 2 / 872 - 890 ؛ تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، 1 / 481 ؛ خير البيان ، برگ 281 - 286 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 502 - 506 ؛ رياض الجنهء زنوزى ، روضهء پنجم ، قسم دوم ، برگ 875 - 876 ؛ و نگاه كنيد به فرهنگ سخنوران ، 2 / 629 ؛ تذكرة الشعراى جهانگير ، ص 5 ، 40 .