سلطان محمد مطربي سمرقندي

557

تذكرة الشعراء ( فارسي )

عشقبازان همچنين محروم و مهجور از درت * در حريم وصل تو اغيار محرم همچنان شد بهار عمر « عرضى » از غم هجران خراب * گلشن وصل رقيبان سبز و خرّم همچنان تاريخ قتل خسرو سلطان : شه بحر و بر خسرو ملك جود * كه دادى به همّت ز حاتم نشان صد افسوس كز تندباد اجل * بشد زود نخل حياتش خزان بزد آسمان تاج زر بر زمين * عجب ماتمى شد بر اهل زمان ز هركس كه تاريخ جستم بگفت : * يكى كم شد از « خسروان جهان » « 1 » [ 220 ] [ عاقلى سمرقندى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] عاقلى ، ولد اعزّ جناب افاضت‌مآب ، مولانا قاسم كج است . تولّد در سمرقند نموده و به « خواجه ملّا » مشهور گرديده . تحصيل در خدمت والد عالى خود مىنمايد و گوى فضيلت به چوگان حسن قابليّت ، از اقران مىربايد . صورت خوب دارد . مناسبت ذات شريفش در اكتساب فضايل ، چنان قابل افتاده كه عقل عقلا ، از تعقّل آن عاجز است ، با وجود اشتغال مطالعه و اجتهاد ، توجّه‌خاطر اكسير تأثير را ، به گفتن شعر نيز ، مىگمارد و جواهر معانى را از لجّهء نكته‌دانى مىربايد و اشعار خوب ، از ساحل بحر خيال به ساحل اظهار مىآورد و اين غزل را به جهت مير بقا كه از ماهرويان مشهور سمرقند است ، عجايب مرغوب گفته است :

--> ( 1 ) . جملهء : « خسروان جهان » به حساب ابجد ، برابر است با 976 كه سال قتل خسرو سلطان است .