سلطان محمد مطربي سمرقندي
553
تذكرة الشعراء ( فارسي )
غزل : خانهء ديده شد ز گريه خراب * تو همان در مقام ناز و عتاب شعلهء آتشى تو را چه غم است * كه جگرخون و دل ز چشم خراب روزگار مرا سيه كردند * زلف پرچين و طرّهء پرتاب سازم از ناله خلق را بيدار * تا نبيند تو را كسى در خواب اى « عقيقى » ز دل چه مىپرسى * خانهاى بود هجر كرد خراب