سلطان محمد مطربي سمرقندي
542
تذكرة الشعراء ( فارسي )
رباعى : در بزم چو نظّارهات آغاز كنم * بيهوش از آن لعل فسونساز كنم در خواب اگر درآيى از نشئهء ذوق * تا حشر كجا ديدهء خود باز كنم [ 210 ] سابقى سمرقندى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] سابقى سمرقندى ، تولّد در « انهار » نموده ، در پيش جناب ملّا دوست خزارى مختصر وقايه مىخواند و به واسطهء تأهل پيش افتاد گرديده ، امامت بعضى از محال را قبول نموده ، اوقات به سر مىبرد ، هرچند روز در مسجدى ، امام مىشد ؛ چون اجرت « 1 » نمىدادند ، به مسجد ديگرى رفته امام مىگرديد . در اين وادى غريب بىطالع بود . حضرت علّامة العلماء ، المستريح الى جوار رحمة الملك الخالق ، قاضى محمد صادق الآخوند ، بر سبيل مطايبه ، روزى به او فرمودند كه : شخصى در محلّهاى امام شده ، مدّتى امامت كرده فلسى از اجرت « 2 » امامت به او ندادهاند ، آخر به جهت اخذ اجرت « 3 » امامت ، حيلهاى انگيخته و آنچنان بوده كه ترك امامت نموده ، چند روزى به مسجد نيامده ، اهل محلّه ، چون در نماز امام نيافتهاند ، بيچاره گرديده ، طرح ملايمت انداخته به پيش ملّا امام آمده گفتهاند كه : مخاديم از ياران چه نوع جريمه واقع شد كه ترك امامت نموده ، به مسجد تشريف نمىآرند ؟ فرموده كه : چگونه به مسجد روم و امامت شما را نمايم كه هيچيك از شما ، به من در نماز گزاردن تبعيت نمىنماييد و همهء شما از من پيشتر از سجده سر برمىداريد ! قوم گفتهاند : بعد اليوم اينچنين كنيم ، گفته : سخنان خود را مؤكّد به قسم گردانيد كه بعد از اين پيشتر از من سر از سجده برنداريد ، قبول كردهاند ؛ گفته كه : مرا به همين مغلطهء شما چندانى اعتماد نيست ، اگر به سه طلاق از زنان خود
--> ( 1 و 2 و 3 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( اجره ) .