سلطان محمد مطربي سمرقندي
537
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ 206 ] [ سرّى « 1 » ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] سرّى ، بعضى از فضلاى عصر او را « حيرتى ثانى » گويند . چند روزى نسبت به اين فقير طريق گستاخى را پيموده ، بىادبانه معامله مىنمود ، فامّا در اين اوقات طىّ مسالك بىادبى نموده ، شيوهء تواضع و ادب را مسلوك داشته ، آدميانه سلوك مىنمايد . فقير گفتم : سرّ چيست كه « سرّى » تخلّص مىنمايى ؟ گفت كه : اين تخلّص را نوّاب سلطنت مكان ، پير محمد سلطان گذاشتهاند . طبع نيكو دارد ، پيوسته به صحبت افاضل و اماجد رسيده ، از خرمن افضال ايشان ، خوشهچيده ، علم فصاحت مىافرازد و اين غزل از گفتار موزون اوست : غزل : در وصف لبت گمان نگنجد * كانجا سر مو زبان نگنجد از محنتش ار رسد به مهجور * از ذوق به لامكان نگنجد آنكس كه ز درد لذّتى يافت * در جنّت جاودان نگنجد گر غير كند خيال كويش * جان در تن بيدلان نگنجد « سرّى » به دلت چو جان شيرين * غير از غم مهوشان نگنجد و اين رباعى نيز ، دردمندانه گفته :
--> ( 1 ) . با اين تذكره ، حرف سين شروع مىشود ، اما معلوم نيست كه « سرّى » نخستين تذكره از نقطهء اول حرف ( سين ) باشد و گويا چند تذكره افتاده باشد .