سلطان محمد مطربي سمرقندي
526
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 203 » ] [ ناظمى سلطان محمد ] [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] ناظمى ، اسم ساميش سلطان محمد است ؛ از شعراى خوشگوى خوبروى دلجوى اين عصر است و در پاكيزهطبعى متفرّد در دهر . طبع گوهرفشانش ، صيقل مرآت روح و نطق لطافتنشانش ، مفتاح كنوز فتوح است . تولّد در كرمينهء ميانكال نموده نشوونما در سمرقند فردوسمانند كرده ، از اقران امتياز يافته است و در طريق سخنورى و نكتهپرورى ، نظر قبول از روح پرفتوح حضرت حقايقپناهى خجستهفرجامى - قدّس سرّه - يافته ، چنان وقايعى كه در حالت نوم و يقظه ، مشاهده نموده از آن خبر مىدهد . آرى از نتايج آن نظر خير اثر سعادت ثمر است كه نقود عقود جواهر زواهر اشعار درر بارش : « كانّهن الياقوت و المرجان » ، زيب و زينت گوش و گردن عروس روزگار گرديده و وفود وفور قوافل رواحل ابيات گوهر نثارش ، به اطراف و اكناف عالم رفته ، نقل هر محفل و نقل هرمجلس گشته ، به جنس علوم مناسبتش در نهايت قوّت است ، خصوصا در علم هيئت و حكمت ، استحضارش به كيفى است كه هرگاه افلاطون طبع لطيفش ، لنگر خيال بر صندلى قطبين معنا افكند ، محور انديشه را چون زلف معنبر خوبان ، درهم مىگرداند و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، از عالىحضرت سلطنت مرتبت ، مربّى فضلا و شعرا ، ابو المنصور پير محمد سلطان بن ملك محمد سلطان - دام سلطنته - رعايت بلانهايت يافته ، به منصب كتابدارى آن حضرت منصوب گرديده ، فرق
--> ( 203 ) . سلطان محمد متخلّص به « ناظمى » شاعر تاجيك سدهء دهم هجرى كه در كرمينهء ميانكال چشم به جهان گشود و در سمرقند به كمال رسيد . وى كتابدار دربار پير محمد سلطان اول ( 963 - 968 ق ) بود . ناظمى در هيئت و حكمت ، دست داشت و بيشتر قصيده مىسرود و در غزل و رباعى نيز مهارت داشت . از وى ديوان اشعارى باقىمانده كه در نمايهء اصلى اشعارش : عشق ، محبت ، اندوه و بهويژه وضع نابسامان اجتماع بود : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 474 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 870 .