سلطان محمد مطربي سمرقندي
51
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نارضايتى خود را ابراز كند و در موقع ترجمهء چنين افرادى ، با اينكه مدتها دوست وى بودهاند ، گزارش كوتاهى داده است . براى نمونه ، مىتوانيد ، شرححال خواجه حسن نثارى « 1 » استاد مطربى را با تذكرهء عبد الرحمن مشفقى « 2 » مقايسه كنيد . مطربى در شرححال خواجه حسن نثارى ، تا آنجا كه توانسته ، هنرنمايى نموده و از الفاظ و كلمات مسجّع در مدح استاد خود استفاده كرده است و به نظر مىرسد اوج هنرنمايى مطربى ، در نظم و نثر زيبا و مسجّع آن روزگار ، در همين شرححال است كه هم به نثرى زيبا و مسجّع و هم بسيار مفصل است . عكس اين ماجرا ، در شرححال عبد الرحمن مشفقى است كه از بزرگترين اديبان و شاعران آن دوران بوده و شايد بتوان گفت ، از خواجه حسن نثارى برتر است ، اما مطربى به دليل اينكه مشفقى ميانهء خوبى با استادش نثارى نداشته ، با وى منصفانه برخورد نكرده و با او سر مهر نداشته است و حتى در شرححال مشفقى با اينكه خود معترف به فضل و كمالات وى است ، به صراحت چنين نوشته است : « مشفقى . . . اكثر از طوايف اهل عالم را هجو كرده ، غالبا مخدومى حسن خواجهنثارى را نيز ، از اين معنا [ هجو ] خالى نگذاشته ، بنابر آن حضرت مخدومى ، در كتاب مذكّر احباب ، از احوال آن جناب ، به قصر و ايجاز خبر دادهاند و به ذكر بعضى از فضايل او نپرداخته ، چون اين شكستهبال ، اقتدا به حال و مآل آن صاحبكمال داشت ، به جهت آن ، قلم مشكين رقم ، از ذكر مكارم اخلاق آن يگانهء آفاق معذور داشت . » « 3 » با اينكه مطربى خود مشفقى را بسيار خوب مىشناخته ، ولى تنها همان مطالبى را كه نثارى ، در كتاب خود از مشفقى نوشته ، به تأسّى از استادش همان را در تذكرهء خود آورده است . از اين نقائص كه بگذريم ، تذكرة الشعراى مطربى ، يكى از منابع بسيار مهم و ارزشمند سدهء دهم و يازدهم هجرى / شانزدهم و هفدهم ميلادى است كه ما را با شاعران اين دو سده و حتى برخى از شاعران سدهء نهم هجرى فرارود آشنا مىسازد . 2 . نسخهء زيباى جهانگير ؛ مطربى پس از تأليف كتاب تذكرة الشعراى خود در سال 1013
--> ( 1 ) . تذكرة الشعرا ، ص 200 . ( 2 و 3 ) . همانجا ، ش 173 .