سلطان محمد مطربي سمرقندي

489

تذكرة الشعراء ( فارسي )

آوازش ، به عالم و عالميان رسيده و صداى ساز دلنوازش ، حلقهء مطاوعت در گوش و هوش سازندگان زمان كشيده ، جناب قدوهء ارباب تصنيف و زبدهء اصحاب تأليف ، مولانا صادقى ، المدعو به صوفى بالتو ، او را در كتاب تذكرهء مسمّى به : رياض الشعراى خود ، بسيار رسا تعريف نموده ، آنجا مطالعه بايد نمود . در اين نسخه از گفتار لطيف او به يك رباعى بسنده كرده شد . رباعى : اى آن‌كه دلت نيست غم‌اندود هنوز * جان تو نگشته دردآلود هنوز گر خانهء صبر سوخت بىصبرى چيست * كز آتشها نديده‌اى دود هنوز [ « 190 » ] ملك [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] ملك ، شهرت به « پير ملك » داشت . مرد آزاده‌وضع بود و به قدر ، طالب علمى مىنمود و همواره ، به لوندان و ظريف‌مشربان ، اختلاط مىفرمود . خالى از فهمى نبود . مزاح بر مزاجش ، به كيفى استيلا داشت كه اكثر سخنان او مطايبه‌آميز ، صادر مىشد . رساله‌اى در صورت مطايبات عبيد زاكانى تصنيف كرده كه خالى از غرابتى نيست . هيئت آخوند مولانا سلطان محمد خبيثه را به مير هزار عربان و تركيب ملّا قاسم اكره را ، به گوگرد جهنّم تشبيه كرده بود . آخر الامر ، يكى از سپاهىزادگان ، در صحبتى به جهت اغراض نفسانى آن نامراد گوشهء حيرانى و بىسامانى را مقتول گردانيد . طبع نيكو داشت و اين غزل او بسيار دردمندانه است :

--> ( 190 ) . ملك ، مشهور به « پير ملك » شاعر ايرانى سدهء دهم هجرى كه به پيروى از عبيد زاكانى چندين رسالهء طنز سروده است . وى شاعرى هجوسرا بود و شمارى از درباريان را هجو مىگفت و سرانجام نيز به دست يكى از سركردگان سپاه كشته شد : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 144 - 145 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 837 .