سلطان محمد مطربي سمرقندي

447

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 165 ] لوحى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] لوحى ، مرد ساده‌لوح است و از هزارهء يغناب ، مىباشد و خود را در وادى شاعرى ، شاگرد ملّا جندويى مىگيرد . گاهى مىبينم كه انگورفروشى مىكند . روزى اين غزل را پيش من خواند : غزل : ناخورده باده از غضب افروختن چه بود ؟ * جان و دلم در آتش غم سوختن چه بود ؟ ديروز رفته بر سر بازار عاشقى * اى دل متاع تفرقه نفروختن چه بود ؟ « لوحى » اگر به لاله رخى نيستى اسير * اين داغها به سينه‌ات اندوختن چه بود ؟

--> حاج نعمت اللّه محرم كه گويا اين نسخه را در اختيار داشته ، در حاشيهء ورق 131 الف ، چنين نوشته است : مستور مباد كه مؤلف - رحمه اللّه - عامى بودن « لطفى » را در اشعار به لطفى در مقطع حواله كرده ، در آنجا كلمهء سيماب را به جهت حرف روى نوشته ، و اللّه اعلم كه آن كلمه « سحاب » است نه « سيماب » ، چنانچه اشك دمادم اقتضاى آن دارد و در اين صورت آن مقطع مقطوع را به سقم خواهد شد .