سلطان محمد مطربي سمرقندي
438
تذكرة الشعراء ( فارسي )
به غايت طبع پاكيزه داشت و اشعار دلكش از طبع بىغش او سر برمىزد و اين غزل را نيكو گفته : غزل : عارضت گل زلف سنبل قامتت شمشاد شد * در غمت كارم چو بلبل ناله و فرياد شد دل به پيش چشم او چون دادخواهان رفت و او * خنجر كين بركشيد و از پى بيداد شد نى معلّم ديد و نى مكتب نه روى صفحه را * در رموز ناز آن رعنا چنين استاد شد چون شده دل صيد چشمانش خلاصى مشكل است * واى بر مرغى كه جايى صيد دو صيّاد شد گفت آن مه « كلفرى » را مىكشم دلشاد بود * پيشدستى كرد هجران كشت و او ناشاد شد [ 159 ] [ كفشى بخارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] كفشى بخارى ، در طريق كفشدوزى همتا و همپا نداشت و به مضمون حديث صحيح : « قال النبىّ - صلّى اللّه عليه و سلّم - من غشّنا فليس منّا » « 1 » از طريق قلبى و خيانت انحراف نموده ، قدم در سبيل راستى نهاده ، كفش را نيكو مىدوخت . نظم : راستى و راست روى كرد گز * حكم روان يافت به اكسون و خز
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 74 / 244 ، باب 15 ، ح 43 و 76 / 363 ، باب 67 ، ح 30 ؛ معجم الصغير طبرانى ، 1 / 261 ؛ حلية الاولياء ، 4 / 189 .