سلطان محمد مطربي سمرقندي

423

تذكرة الشعراء ( فارسي )

نقطهء دوم در ذكر فضلايى كه مؤلف ايشان را ديده ملازمت ننموده است . [ « 149 » ] [ يوسف قراباغى عراقى ] [ متوفى 1054 ق / 1644 م ] يوسف ، اسم سامى و نام نامى جناب افادت‌مآب افاضت انتساب ، مولانا يوسف قراباغى عراقى است . ملازمان مولانا اسم سامى خود را ، تخلّص اشعار گرامى گردانيده ، جواهر زواهر معانى را خلعت نظم پوشانيده ، رايت سخنورى و علم نكته‌پرورى مىافرازند و شعر را غريب به تأمل مىگويند . بيت : مزن بىتأمّل به گفتار دم * نكو گوى اگر دير گويى چه غم جناب مولانا تلميذ معتبر اعلم العلما ، مولانا ميرزا جان المشهور به « ملّاى نو » اند . تحصيل علوم در خدمت مولاناى مذكور نموده ، از جملهء مهره گرديده‌اند و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، در دار الملك سمرقند ، خوان افاده بر اهل استفاده گسترانيده ، طلاب را به قلّاب محبّت كشيده به مطلوب مىرسانند . منطق شيرين و كلام نمكين دارند و در علم حكمت و هيئت ، يد بيضا مىنمايند و در اين فن ، بيشتر از

--> ( 149 ) . يوسف كوسج قراباغى ، فرزند محمد جان ( متوفى 1054 ق ) در علم معقول از مستعدان روزگار گذشته و در فكر و سخن هم سرآمد اقران خويش بود : رياض الجنهء زنوزى ، روضهء پنجم ، قسم دوم ، برگ 356 دانشمندان آذربايجان ، ص 404 ؛ آتشكدهء آذر ، ص 56 ؛ الذريعهء آقا بزرگ ، 9 / 3 / 1319 ؛ تاريخ كثيره ، ص 356 - 357 ؛ صبح گلشن ، ص 617 ؛ فرهنگ سخنوران ، ص 2 / 1019 .