سلطان محمد مطربي سمرقندي
416
تذكرة الشعراء ( فارسي )
بيت : تو را كردم به قتل خويشتن سرگرم و خرسندم « 1 » * كه در محشر به تقريبى تو را پيدا توانم كرد مقطع : سر خود گير « طهرانى » و شو آوارهء عالم * كه هجران بهتر از ديدار زشت مدّعى ديدن [ « 144 » ] طلوعى كشميرى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] طلوعى كشميرى ، فضيلت داشته و اين مقطع از اوست : مقطع : سخن به صرفه « طلوعى » بگو كه مستمعان * ز فرق تا به قدم گوش و سربهسر هوشاند
--> ( 1 ) . در اصل : ( خورسندم ) . ( 144 ) . محمد ابراهيم طلوعى كشميرى كه در عهد جهانگير مىزيسته است : شمع انجمن ، ص 275 ؛ سفينهء خوشگو ، حرف ط ؛ مجلهء هلال « كشمير در عهد جهانگير » محمد مظفر خان ، مجلد 2 ش 3 ، ص 23 ؛ رياض الشعراى والهء داغستانى ، برگ 228 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 201 ، ( ش 43 ) ؛ تذكرهء شعراى كشمير راشدى ، 2 / 769 - 770 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 591 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 651 .