سلطان محمد مطربي سمرقندي
39
تذكرة الشعراء ( فارسي )
امير نظام الدين حاجىبى اتاليق قوشچى متخلص به « مخلص » يكى از اميران دربار باقى محمد بهادر خان ، كه شاعر نيز بوده ، مدت يك سال رفتوآمد داشته است : « اين فقير قريب به سالى است كه بر عتبهء عليهء ايشان آمدوشد دارد و گاهى در صحبت شريف ايشان ، به مذاكرهء فنّى از اشعار مىپردازد . » « 1 » از همه مهمتر اينكه مطربى از سال 1013 قمرى / 1604 ميلادى ، به هنگام تأليف و تدوين اين تذكره ، با دربار سلطان ابو الغازى ولى محمد بهادر خان اشترخانى ، پادشاه سمرقند از سلسلهء اشترخانيان ، ارتباط عميق داشته و تا سال 1020 قمرى / 1611 ميلادى كه پايان حكمرانى ولى محمد خان اشترخانى است ، اين ارتباط پابرجا بوده و مطربى اين تذكره را پس از اتمام يافتن آن ، به اين پادشاه بهعنوان تحفهاى تقديم كرده است و خود در مقدمهء تذكرة الشعرايش ، حكايت تقديم كتابش ، به ولى محمد خان را به تفصيل آورده كه بعدا اشاره خواهيم كرد . مطربى چنان كه اشاره شد ، تنها با دربارها و سلاطين ارتباط نداشته ، بلكه با همهء محافل علمى و ادبى و دانشمندان و شاعران آن ديار ، نيز در ارتباط دائم بوده است و نه تنها در نزد شاهان ، اميران و حاكمان از احترام برخوردار بوده ، بلكه نزد دانشمندان و شاعران نيز ، مقامى و الا داشته است ، ولى از آن تاريخ كه اوضاع سياسى ، اجتماعى فرارود و زادگاه وى ، در اثر تصادمها و جنگها رو به وخامت نهاد ، زندگانى او نيز ، متاثّر از نابسامانيهاى گوناگون گرديد و از نظر معيشت در تنگنا قرار گرفت و تنگدامانى روزگار ، او را مجبور ساخت كه به فكر مهاجرت از يار و ديار بيفتد . او داستانهاى شيرين و جذاب و حكايتهاى دلنشينى ، از داد و دهش شاهان مغولى هند ، از دهان شاعران و اديبانى كه از سمرقند و بخارا ، به ديار هند رفته بودند و از دست شاهان مغول هند ، صلهها و بخششهاى فراوان گرفته بودند ، شنيده بود و قصههاى شگفتآورى از جود و سخاى شاهان تيمورى شبهقاره ، به گوشش خورده و ميردوستى شاعر معروف و معاصرش نيز ،
--> ( 1 ) . تذكرة الشعراء ، ش 171 .