سلطان محمد مطربي سمرقندي

352

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 104 » ] واصلى مروزى [ متوفى 968 ق / 1561 م ] واصلى مروزى ، مخدومى حسن خواجه نثارى مىفرمودند كه : واصلى از مرو به بخارا آمد . بسيار بىبضاعت و مفلس بود و با وجود افلاس ، در عشق مجازى غلوّ مىفرمود . خواجه محمد سعيد نام منظورى داشت ، به همراهى او از وطن مألوف ، آوارگى را ، اختيار كرده ، متوجه بخارا گرديده . مصرع : خوش است آوارگى آن را كه همراهى چنين باشد . در راه به خامهء ريگ سوده‌اى رسيدند ، ناگاه بادى برخاسته ، آن خامهء ريگ را ، در رقص درآورده ، از آن مكان به مكان ديگر ، انتقال داده ، منظور مذكور را ، از مشاهدهء اين صورت خوشحالى روى نموده ، به ملا واصلى فرموده كه : اگر اين صورت را ، در كسوت نظم منظم گردانى ، بديع خواهد بود . مشار اليه به واسطهء جاذبهء محبّت ، قدم در باديهء فكرت نهاده ، بادپاى تخيّل را ، از جاى برانگيخته ، در ميدان فصاحت ، به جولان آمده ، به اندك تأمّل اين مطلع را گفته ، به عرض رسانيد .

--> ( 104 ) . مولانا واصلى مروزى ، شاعر ايرانى كه پس از اندوختن دانش ، به قلندرى روى آورد و از مريدان حاج محمد قوچانى شد . او بيشتر ملازم مولانا محمد امين زاهد بود ، سپس از بلخ به هرات رفت و در قزوين با شاه تهماسب يكم صفوى ( 930 - 986 ق ) ديدار كرد . از ايران به هند رفت و ملازم نصير الدين محمد همايون ( 937 - 963 ق ) گرديد . پس از سفر حجاز و انجام حج به فرارود برگشت و در همانجا چشم از جهان فروبست . وى در غزلسرايى از شاعران زبردست فرارود بود : هفت‌اقليم ، 2 / 106 - 107 ؛ تذكرهء روز روشن ، ص 866 - 867 ؛ دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 335 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 563 - 564 ؛ نگارستان سخن ، ص 139 ؛ هفت‌اقليم ، 2 / 22 ؛ الذريعه ، 9 / 4 / 1250 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 901 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 699 ؛ فرهنگ شاعران فارسىگوى شبه‌قاره ، 3 / 202 ؛ مجمع الشعراى جهانگيرشاهى ، ص 68 ، 239 - 240 ؛ شام غريبان ، ص 66 ؛ گلزار جاويدان ، 2 / 1684 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 1147 .