سلطان محمد مطربي سمرقندي

328

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 91 ] هجايى مروى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] هجايى مروى ، اسمش خواجه عرب است . در شعر شاگرد مولانا مشفقى بوده ، وقت امردى ، به صورت خوش مىنموده ، چون ريش برآورده ، مخبط گرديده ، طريق بى حيايى را مىپيموده ، اوقات را صرف هذيان‌گويى مىكرده در آخرهاى حسن ، رشته به جهت صفاى بشره مىانداخته و موى روى را ، مىكنده و مولانا مشفقى ، به جهت حسب‌حال او اين قطعه را موجّه گفته : قطعه : نوخطى را اول ريش است و آخرهاى كار * جاى آن دارد كه هردم محنت ديگر كشد ريسمان بر روى مىاندازد ، از بهر صفا * سبزهء خط را نمىخواهد ، كز آنجا سركشد عاقبت جايى رسيده كارش از تشويش ريش * ريسمان اندازد و از خلق خود را بركشد هجايى با وجود قبيح‌گوييها ، اشعار مليح نيز دارد و اين مطلع از اوست : مطلع : محتسب بگذر ز من تا چند آزارى مرا * چشم من از گريه سرخ و مست‌پندارى مرا