سلطان محمد مطربي سمرقندي
320
تذكرة الشعراء ( فارسي )
و ليك گرسنگى ، گر به سيم بفروشند * حكيم هيچ متاعى به غير آن نخرد آوردهاند كه ابو هريره - رضى اللّه عنه - گفت : روزى حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - را ديدم پهلو بر خاك نهاده و رنگ رخسار وى متغيّر گشته ، گفتم : يا رسول اللّه ! تو را چه بود و چه رسيده است . نظم : بر چهرهء تو نشان درد است چراست ؟ * گرد گل رخسار تو گرد است چراست ؟ بر خاك نهادهاى ، چرا پهلو را ؟ * اى پشت جهان ، روى تو زرد است چراست ؟ گفت : اى ابو هريره ! سه روز است كه طعام نخوردهام و قوّت برخاستن ندارم . ابو هريره گفت : در حضرت وى نشستم و بگريستم ، گفت : اى ابو هريره ! گريه مكن كه تنعم آخرت در رياضت دنياست ، عروس دنيا را ، بر من عرض كردند ، قبول نكردم و به رنگوبوى وى التفات ننمودم از آنكه درگذران است . قطعه : گر تو را عيش آخرت بايد * ترك لذّات اين جهانى كن كم يكساعته ، تنعّم گير * وآنگهى عيش جاودانى كن ملا هيچى را چون از اسباب دنيوى ، هيچ نبود ، بدان جهت « هيچى » تخلّص مىفرمود . در تاريخ هزار در ولايت نسف رحلت نمود و اين مطلع را به دو نسبت مىدهند : مطلع : كيستم من در جهان يك بىدل ديوانهاى * خانهويرانى به غمهاى جهان همخانهاى