سلطان محمد مطربي سمرقندي
296
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نظم : كردهام ترتيب تركيب غريب * بهر آن شاه جهاندار زمان خسرو كشورگشاى كامكار * حضرت باقى محمد خان جان گفتهام از قول لقمان حكيم * اين مفرّح مرده را بخشد روان جمله اجزا را به نظم آوردهام * وصف آن بشنو ز من اى نكتهدان دارجين ، دار فلفل مصطكى « 1 » * هل و ميخك ، زنجبيل و باديان برگ سنبل و ديگربار سرو * سعد رومى ، ساذج هندوستان پيش از آن كارى به كف ، سپاسه را * باديان رومى اول مىستان عنبر اشهب دگر مشك و گلاب * تخم زردك ، جوز بويا زعفران مغز پسته ، مغز بادام خجند * بهمن سرخ و سفيد اى نوجوان مغز گنجشك نر است و نارگيل * مغز جلغوزه و مغز گردكان غير مشك و عنبر اشهب دگر * پنج مثقال است ، هريك وزن آن گر همى خواهى كه تركيبش كنى * نرمنرم آن را بكوب و بعد از آن قند بر وى گر بود بهتر ، ولى * با عسل هم گر بسازى مىتوان شربتى زو ، هست يك مثقال و نيم * گر كنى كيفيت آن امتحان قوّت پشت و كمر مىآورد * رنگ رويت مىكند چون ارغوان گر خورى هرروز در هنگام عصر * پير صدساله ، همى گردد جوان صرف مىكن اينچنين تركيب را * چون « دوايى » با جميع مؤمنان [ 75 ] [ دوايى بخارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] دوايى بخارى ، از شاگردان مخدومى حسن خواجه نثارى است . از شعراى
--> ( 1 ) . در استنساخ : « دارچين و از فلفل مصطلكى » .