سلطان محمد مطربي سمرقندي

292

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 72 » ] [ دوستى بخارايى ] [ سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ] دوستى بخارايى ، مريد شيخ صفايى مىباشد . مردى است درويش قالب و به غايت مؤدب ، كارى كه خلاف طريق ادب باشد ، از او كم به ظهور مىآيد . خيالات خوش و مقالات دلكش دارد . اين غزل را گفته ، مصحوب ملّا جندويى فرستاد : غزل : ماه نو از خيال كج ، كرد بر ابرويت نگه * زد به طپانچه چرخ و شد ، كاسهء چشم او سيه موج بلا روان مساز ، از نم چشم سُرمه‌ناك * خرگه مردمان تر و كشتهءشان مكن تبه ناقه و رخش خيل غم ، مانده به سينه داغ نعل * خاسته دود آه من ، گَردوَش از پى سيه بود ز هستيم ببر ، آمده دل چو كردم آه * رفت به باد خرمنم ، ماند جدا ز دانه كَه خط به جبين و چو زَرم ، اشك كشيده سيمگون * يا به زمين زعفران ، طفل غمت فكنده رَه ششدر عشق « دوستى » سجده‌گهى به دين توست * پشت به بهشت خلد كن ، رو چه نهى بدين گُنه

--> ( 72 ) . دوستى بخارايى صاحب كتاب : « تحفة الخواتين » كه در 950 قمرى به تقليد از كتاب : « تحفة الحبيب » سلطان محمد فخرى هروى نوشته است و نسخه‌اى از اين كتاب ، در كتابخانهء آستان قدس رضوى با شمارهء 4470 به خط نستعليق و با تاريخ تحرير 1191 قمرى موجود است : تذكرهء پيمانه ، ص 12 پاورقى ؛ فهرست آستان قدس رضوى ، 7 / 237 ؛ فهرست الفبايى كتب خطى كتابخانهء مركزى آستان قدس رضوى ، ص 112 .