سلطان محمد مطربي سمرقندي

28

تذكرة الشعراء ( فارسي )

و مقاله‌هاى دانشمندان معاصر آسياى مركزى و ماوراء النهر و جز آنها ، دربارهء مطربى ارائه شده ، به‌ويژه از نوشته‌ها و مقاله‌هاى مختلف دكتر عبد الغنى ميرزايف كه بيش از همه به زندگى و آثار مطربى پرداخته است . براساس گزارشهاى خود مطربى و ديگران ، وى در 966 قمرى در شهر سمرقند ، در خانواده‌اى كه اهل علم و ادب بوده‌اند ، ديده به جهان گشوده است . مطربى دربارهء خويش دو مطلب نوشته است ، يكى اينكه خود را به ملك ارغون نسبت داده است كه گويا همان ارغون خان مغول ( متوفى 690 ق / 1291 م ) است و مطربى در خاطرات خود ، آنجا كه آرزو مىكند كه عمر طولانى داشته باشد و به عمر طبيعى بپيوندد مىنويسد : « به واسطهء آنكه جدّ اعلايم ملك ارغون به عمر طبيعى رسيده بودند » « 1 » و اين نشان مىدهد كه وى از خاندان مغول است و اينكه برخى از كسانى كه شرح زندگى وى را نوشته‌اند ، او را سلطان محمد مطربى ناميده‌اند ، شايد به همين دليل باشد . ديگر اينكه مطربى خود نوشته است كه جدّ مادرى وى شاعر بوده و « نصيرى » تخلص داشته است : « عمّ بزرگوار من مىفرمودند كه : پدر والدهء تو در خواب شعر مىگفتند ، با آنكه اكمه بودند [ اكمه كسى را گويند كه بر روى صورت دو چشم و بينى ندارد و روى او هموار باشد . الا آنكه شكاف دهان و منفذ بينى دارد ، چنان‌كه حق‌تعالى در قرآن مجيد از آن خبر داده است . قوله تعالى : وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى « 2 » مقصود آنكه ايشان « نصيرى » تخلص مىكردند . هر كار كه از بينايان به وقوع مىآمد ، از ايشان صادر مىشد . ايشان از فن خياطت كه منسوب به حضرت ادريس ( ع ) است وقوف داشته‌اند . . . شعر از ايشان به وقوع مىآمد . به والدهء تو گفته بودند كه : چون در خواب شعر گويم تو بنويس كه در حالت يقظه در خاطر نمىماند . اين بيت را از ايشان نقل كرده‌اند :

--> ( 1 ) . خاطرات ، واقعهء 21 ، ص 66 ( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 49 .