سلطان محمد مطربي سمرقندي

274

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 65 » ] چاشنى سمرقندى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] چاشنى سمرقندى ، از شعراى نوخيز اين عصر است . جلّاب سخنش قوام بلند دارد . تحصيل مىنمايد و در وقت سخن دقيقه‌اى فرونمىگزارد . گاهى در راه‌گذرها ، فقير از مقالت او ، حلاوت مىيابم . رسالهء قافيه را ، در پيش ملّا ذوقى مىخواند و از فارسان فرس معانى ، واپس نمىماند . اكثر غزل را ، هفت بيت مىگويد . ترتيب ديوان نموده ، طبع خوب دارد . روزى به منزلم آمد و اين غزلش را در كتابم به يادگار نوشت : غزل : جان ز نگاهت اجل ، چون نتوانست برد * منصب خود را به آن ، غمزهء قاتل سپرد ذوق طلب را بود ، قبلهء جان درد عشق * لذّت غم هركه يافت ، جان به محبّت سپرد اى اجل آماده‌باش ، ريخته از نرگسش * زهر عتاب و ستيز ، در قدح از صاف و دُرد صد شب يلدا گذشت ، چند دگر بايدم * از پى صبح اميد ، اشك كواكب شمرد يافت به ملك دلم ، تا سپه عشق راه * داد به تاراج ناز ، قافلهء خواب و خورد تشنگى درد هجر ، بس‌كه جگرسوز بود * خضر بيابان عشق ، تشنه‌جگر جان سپرد ديد فلك دستبرد ، شد متحيّر اجل * « چاشنيا » غمزه‌اش ، تا پى كين پا فشرد اين غزل وقتى مستحسن اين كمينه مىگردد كه ايطاء جلى كه از عيوب قوافى است ، ناظم ملتزم نگردد . اكنون كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، در سمرقند هست و اين غزل نيز ، نتيجهء طبع سليم اوست :

--> ( 65 ) . چاشنى سمرقندى ، شاعر تاجيك سدهء دهم هجرى . از تاريخ تولد ، زندگى و درگذشت وى اطلاعى در دست نيست ، اما از سخنان مطربى برمىآيد كه وى در سمرقند كه احتمالا زادگاه اوست ، به فراگيرى علوم پرداخته و در ميان شاعران زمان خود پرآوازه بوده است : دائرة المعارف شوروى تاجيك ، 8 / 87 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 338 .