سلطان محمد مطربي سمرقندي

263

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ 58 ] جلالى طبيب [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] جلالى طبيب ، از ولايت بخاراست . مردى فاضل بود و طبابت از روى حذاقت مىنمود و از علوم غريبه نيز ، حظّى داشت . در ايّام سلطنت خاقان جنّت‌مكان ، عبد اللّه خان ، در ولايت بخارا ، صندوقى ساخته بود طولانى ، دو گز بر جانب يمين ، قريب به تحت صندوق ، صورت ميمونى نموده بود كه بر چوبى نشسته و به يك دست طاسى و در دست ديگر ، ميلى از آهن گرفته ، چون ساعتى از ساعات شبانروزى منقضى مىشد ، آن ميمون ميل آهن را بر طاس مىزد ، چنان‌كه حضّار مجلس ، همه معاينه مىديدند و در ميانهء جا ، قريب به فوق صندوق ، صورت سر اژدرى نموده بود ، دهن باز كرده و فرود همين صورت قريب به يسار صندوق ، سراسبى ساخته بود ، دهن گشاده و در ميانهء عدل صندوق دريچه‌اى دوطبقه ترتيب داده ، مدام پوشيده ، هركسى كه نيّتى داشت ، مهرهء هفت جوشى بود آن را گرفته نيّت مىكرد و آن مهره را در دهان اژدر مىانداخت ، مهره از فوق صندوق ، به زير صندوق مىافتاد ، چنان‌كه از افتادن آن مهره ، هركه آنجا بود مطّلع مىشد ؛ بعد از آن مهره از تحت صندوق ، به جانب فوق ، به كيفى تحريك مىنمود كه اهل مجلس ، از آن تحريك نيز ، واقف مىگرديدند ؛ چون به بالا مىرسيد از دهان اسب بيرون مىافتاد و مقارن اين افتادن ، دريچهء صندوق باز مىشد و در درون صندوق صورت تختى ، ظاهر مىگرديد ، بر بالاى آن صورت شخصى عالمى نشسته ، دو دست خود پيش داشته ، بر روى دست او كاغذى پيچيده نهاده و ملّا جلالى آن كاغذ را مىگرفت و مىگشاد و در آن كاغذ شكلى از اشكال شانزده‌گانهء « رمل » با