سلطان محمد مطربي سمرقندي
255
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نقطهء دوم در ذكر شعرايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده است . [ « 53 » ] باقى كفّاش [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] باقى كفّاش ، از شعراى مشهور سمرقند است . خالى از فضلى نبود ، طبع خوب داشت و اشعار را نيز ، سنجيده مىگفت . مشهور است كه خان بهشت مكان ، حضرت سلطان سعيد خان ، اين غزل خواجه آصفى را ، در ميان شعرا ، انداخته جواب طلبيدهاند كه : نريخت دُرد مى و محتسب ز دير گذشت * رسيده بود بلايى ولى به خير گذشت بسيارى از شعراى زمان ، به گفتن اين غزل مبادرت نمودهاند ، چون : مولانا مشفقى و فروغى سمرقندى و ملا باقى خمدانگى و غيرهم ، امّا از آن جمله ، گفتهء ملا محمد باقى كفّاش ، مرجع افتاده و غزلش اين است : صبا ز كوى تو جانم به رسم سير گذشت * ز رشك ، جان به لب آمد مرا كه غير گذشت به يوز باز گذشت و از آن شدم خوشدل * كه شاه من چو سليمان ، به وحش و طير گذشت وحش و طير اين بيت او را ، بعضى از فضلا ، بر وحش و طير اين بيت خواجه آصفى ، ترجيح مىنهند كه :
--> ( 53 ) . خواجه تولك باقى گرامى سمرقندى ، از اعيان آن شهر و مردى دانشمند بود كه در انشاء علم سياق و خط دست داشت . مدتى از ملازمان محمد هاشم حصارى و شاهزاده سلطان اسفنديار بود : صبح گلشن ، ص 55 ؛ قاموس الاعلام ، 2 / 1024 ؛ الذريعه ، 1 / 124 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 60 ( ش 141 ) ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 53 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 597 - 598 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 122 .