سلطان محمد مطربي سمرقندي
208
تذكرة الشعراء ( فارسي )
سپاه ، ظلّ يزدان ، خليفة الرّحمن ولى محمد بهادر خان - خلّد اللّه ملكه ابدا - انتظام يافت و آنجا كوكب طالع او از حضيض مذلّت ، به اوج عزّت ارتقا نموده از اقران ممتاز گرديد . نوبتى در سمرقند در صورتى ظاهر شد كه معلوم نيست كه هيچ شاعر را در آن زمان آن مقدار اعزاز ميسّر شده باشد . در به دو حال « سمنى » تخلّص مىنمود . چون احترامى بدين نهج دست داد ، به « اوجى » عدول فرمود . در اين ايّام اشعار خوب از او به ظهور مىآيد و اين رباعى از گفتار جانپرور اوست و نيكو واقع شده . رباعى : جانى دارم كه طالب آزار است * دردى دارم كه از دوا بيزار است گوشى دارم كه نغمهء غم شنواست * چشمى دارم كه اشك حسرتبار است [ « 27 » ] امينى معركهگير [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] امينى معركهگير ، از بخاراست . به معركهگيرى قيام مىنمايد و وجه معيشت از آن به هم مىرساند و در اثناى معركه از شعراى قديم و از فضلاى معاصر ، به تقريب اشعار زيبا و قصايد غرّا مىخواند و واقعات عجيب و غريب ذكر مىكند . طبع سليم و ذهن
--> ( 27 ) . امينى سمرقندى ، شاعر تاجيك . از تاريخ تولد ، زندگى و وفات وى اطلاعى در دست نيست . وى قصيدهاى در مدح سليمان يكم عثمانى ( 926 - 974 ق ) سرود و سه هزار آقچه پاداش گرفت و با اين سرمايه به تجارت پرداخت . در پايان عمر ، به بلخ رفت و در آن ديار ، تخلص خود را « موجى » قرار داد : دائره المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 146 ؛ سخنوران صيقل روى زمين ، ص 90 - 91 ؛ مجالس النفايس ، ص 406 - 407 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 143 ؛ الذريعهء آقابزرگ تهرانى ، 9 / 105 ؛ تاريخ ادبيات ايران ، براون « از صفويه تا عصر حاضر » ص 88 - 89 و نوشته است كه وى شعرى در جلوس سلطان سليمان عثمانى گفت كه از هرمصراعش عدد 926 به دست مىآيد كه همان سال سلطنت اوست به عنوان نمونه اين بيت را از احسن التواريخ « برگ 131 » آورده است : بداده زمان ملكت كامرانى * به كاوس عهد و سليمان ثانى