سلطان محمد مطربي سمرقندي

206

تذكرة الشعراء ( فارسي )

صد هزاران ديده در هرتار موى « اسودى » * كم بود بهر تماشاى قد موزون او غزل ديگر : صورتش گر نقش در بتخانهء آذر شود * سوى بت مايل دگر كى پير بت‌پرور شود يك شرار از آتش دل گر به دوزخ افكنم * با وجود آن شررها مشت خاكستر شود در دل خود كرده‌ام جا جملهء غمهاى او * چون نمىخواهم غمش جا در دل ديگر شود ناله پنهان مىكنم در كوى او شبها مباد * كز فغان من سگ آن كوى دردسر شود رو نتابد « اسودى » از تيغ خون‌ريزش اگر * در دل او چاكها چون لالهء احمر شود و له : ميل ايثار قدمهاى تو دارد كه به سر * گل گرفته طبق لعل پُر از خردهء « 1 » زر [ « 25 » ] الفى شامى [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] الفى شامى ، تولد در ولايت مذكوره كرده و طريق تحصيل را به ياران پيموده ، خود را از تلامذهء شيخ فيضى هندى عدّ مىكرد و از صنايع شعرى ، بىوقوفى نبود و در صنعت تدوير بيتى گفته به فقير نمود و آن اين است : نمايش تصوير

--> ( 1 ) . در اصل : ( خوردهء ) . ( 25 ) . عقد ثريا ، ص 12 ؛ فرهنگ شعراى فارسىگوى شبه‌قارّه ، 1 / 71 .