سلطان محمد مطربي سمرقندي
197
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 21 » ] [ اشرفى مير رموزى ] [ متوفى 1007 ق / 1598 م ] اشرفى ، به « مير رموزى » مشهور بود . در شيرينسخنى ، بىبديل و به چربزبانى ، مشهور به مثل مىنمود . سير بلاد و امصار نموده ، به اكابر و افاضل پيش آمده ، از خرمن افضال ايشان ، خوشه چيده و طبعش ، به غايت دقيق و سخنش ، به نهايت به تحقيق است . اشعار خوب دارد و در فنّ شعر ذوفنون مىنمايد . اعمال معمّايى را بسيار نيكو ضبط كرده ؛ در اين باب رسالهها نوشته كه مقبول طبع موشكافان باريكبين است و در علم عروض ، نيز به فقير دخلها كرد كه سخنش خالى از مقبوليتى نبود ، گويا نيكو مىداند و در گفتن تواريخ مصنوع نيز ، ماهر ظاهر مىشد . معركهگيرى و گدايى ساتر فضايل او گرديده بود . وقتى كه حضرت خاقان جنتمكان عبد اللّه خان فتح ولايت خراسان نمودند ، تاريخ مصنوعى گفت مشتمل بر ده بيت و هرركنى از اركان غزل را كه به سرخى مكتوب گرديده ، تاريخ تمامى ، بر فتح ولايت مذكور گردانيده ، اركان را با يكديگر امتزاج داده ، ابيات متعدّده حاصل كرده ، تاريخ را به حضرت اعلى گذرانيده رعايت يافته ، از اقران ممتاز گرديد و بعد از ارتحال خاقان مذكور ، متوجه بلخ گرديده ، باز از آنجا به سمرقند
--> ( 21 ) . اشرفى رموزى يا مير رموزى سمرقندى شاعر تاجيك كه به مناطق مختلف سفر كرده و از صحبت دانشمندان و اديبان زمان خويش بهره گرفته است . وى در علم اسرار بسيار ماهر بود ، ازاينرو به « رموزى » و « مير رموزى » نيز شهرت يافت و تخلص مىكرد . او در معما ، موشّح ، تاريخ ، قافيه و عروض مهارت داشت . چندين رساله در موضوعات گوناگون بويژه معما ، از وى به يادگار مانده است . در واپسين سالهاى زندگى دچار بيمارى روانى شد : سخنوران صيقل روى زمين ، ص 94 - 95 ؛ دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 206 ؛ دائرة المعارف شوروى تاجيك ، 6 / 189 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 596 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 115 كه به اشتباه تاريخ وفات وى را 994 قمرى نوشته است ؛ گلزار جاويدان ، 1 / 108 .