سلطان محمد مطربي سمرقندي

176

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 16 » ] [ محمد هاشم سلطان حصارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] وصف جليل و ذكر جميل شاهزادهء عالىجناب ، محمد هاشم سلطان بن تيمور خان حصارايى ، از پادشاهان فضيلت شعار ولايت حصار است . شعر را ، به غايت سنجيده و پاكيزه مىگفته و همواره ، در اكتساب فضايل مىكوشيده ، در حوادث ولايت مذكور ، به حكم خاقان مغفور عبد اللّه خان ، شربت شهادت چشيده و اين دو بيت ، از گفتار آن شهريار است . نظم : به يك ديدن ، چو صد بيچاره را شيدا تواند كرد * عجب گر سازگارى با من رسوا ، تواند كرد به هنگام تغافل صيد خويشم كرد آن بدخو * محال است اينكه ديگر ترك استغنا تواند كرد چنين گويند كه شاهزادهء مذكور ، به غايت محبّ فضلا و شعرا بوده و هميشه همّت عالىنهمت ، بر ترفيه خواطر ايشان مىگماشته و از صحبت لئام و از اختلاط عام كالانعام ، به غايت متوحّش بوده ، حتّى كه به امرايى كه متصف به صفت عاميگرى بوده‌اند و از خط و سواد ، حظّ نداشته‌اند ، زياده التفاتى نداشته و امراى صاحب فضل را ، به غايت دوست مىداشته و رعايتهاى خوب مىنموده و اكثر اوقات ، اين قطعه را مىخوانده و ذوق غريب مىكرده . قطعه : پير خرد ز روى نصيحت بگفت دوش * حرفى كه نزد مردم دانا مقرّر است

--> ( 16 ) . محمد هاشم سلطان بن تيمور خان حصارايى كه در حملهء عبد اللّه خان ازبك به همراه پدر خود كشته شد ؛ نك : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 577 ، 583 ، 597 .