سلطان محمد مطربي سمرقندي

154

تذكرة الشعراء ( فارسي )

مطلع : رهى نموده ز صفر دهان چو [ ن ] طه * نبرده پى به رموز چنين معمّاها هنوز نخل حياتش از جويبار جوانى ، سير و سرچشمهء سلطنت و كامرانى ، سيراب نگشته بود كه از تندباد فنا ، از پاى درافتاده ، در جنگى كه ميان خاقان جنّت‌مكان ، عبد اللّه خان و سلاطين سمرقند واقع شد ، كشته گشت و مرقد لطيفش ، در مدرسهء جدّش ابو سعيد خان ، در جوار والد عاليش واقع است و اين رباعى را در سنگ قبرش نقش كرده‌اند : رباعى : سلطان جهان ، شاه بهادر سلطان * بر اوج فلك بگشت ماه تابان چون بود ، به خورشيد مقابل شب و روز * از رشك فلك بكشت و كردش پنهان [ « 7 » ] [ مظفّر سلطان بن جوانمرد على خان ] [ متوفى 990 ق / 1582 م ] وصف جليل و ذكر جميل مظفّرسلطان بن جوانمرد على خان ، برادر عينى ابو الخير سلطان است . محاورهء نيك داشت ، همواره همّت خاطر عاطر ، به تحصيل فضايل مىگماشت . فهمش نيكو و طبعش دلجو بود . بعد از قتل پدر ، او نيز ، كشته گشت و اين

--> ( 7 ) . مظفر سلطان بن جوانمرد على خان برادر ابو الخير سلطان كه پس از كشته شدن برادرش در 986 قمرى با برادران خود به دشت قبچاق رفت و سپاهيان بسيار با خود برد و به خونخواهى برادر به سمرقند شتافت و سمرقند را تصرف كرد و شانزده روز در سمرقند حكمرانى نمود . چون لشكريان عبد الله خان شيبانى از خانقاه اورگنج بازگشتند ، به او حمله كردند و مظفر سلطان شكست خورد و به جانب تركستان رفت و بار ديگر به سمرقند تاخت و آنجا را تصرف كرد و بار ديگر نيز از عبد الله خان شكست خورد و فرار كرد و گويا در 990 قمرى در قباديان حصار گرفتار لشكريان ازبك خان شد و كشته گشت : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 573 - 574 .