سلطان محمد مطربي سمرقندي

142

تذكرة الشعراء ( فارسي )

رباعى : آئينهء رخسار تو حيرانم كرد * آشفتگى زلف پريشانم كرد در عشق تو داشتم ، سر و سامانى * هجر تو عجب بىسر و سامانم كرد طبع سنجيده و گفتار پسنديدهء خوب داشت و اين مطلع ، به جهت خانه نيكو گفته : مطلع : اين خانه از لطافت خوبان بهشت ماست * خشتى ز آستانهء او سرنوشت ماست در تاريخ 988 قمرى ، در حصار شادمان ، به دست معاندان ، شهيد گشت و نعش شريفش را ، به سمرقند آوردند و در مدرسهء جدّش ، در جوار والد عاليش مدفون است . عمّ اين فقير ، مىگفت : كه حضرت سلطنت شعارى طبع دقيق داشت و به اشعار مصنوع ، نسبت به اشعار مطبوع ، تقيّد خاطر بيشتر ، مىگماشت و شعرايى كه به دقّت طبع معروف بودند ، چون : ديرى تاشكندى و غيره را ، اعزاز مىنمود و از شعراى مصنوع گوى ما تقدم ، به خاتمى عقيده‌مند بود و اكثر در مجلس او شعر خاتمى ، مذكور مىگرديد و خاتمى از شعراى معتبر سلطان محمود ميرزاى چغتى است . بسيار شاعر پرزور بوده و همواره ، مدّاحى شهريار مذكور را ، مىنموده و اين منظوم از اشعار مصنوع اوست كه ، به طريق نشانى ، ايراد مىيابد و به غايت دقيق واقع شده و اسناد غزل را ، بدين‌گونه ، نوشته است كه : اين غزلى است مرتب بر هفت التزام : اول ، مسمّط ؛ دوم ، ردّ العجز على الصدر متفق اللّفظ مختلف المعنا ؛ سوم ، ذو قافيتين ؛ چهارم ، از قوافى يك بيت بيرون مىآيد ؛ پنجم ، به عمل ترشيح ، رباعى استخراج مىتوان نمود ؛ ششم ، اين رباعى مصنوع است كه ، به صنعت اعنات ، چنان‌كه كلمات مصراع اول ، يك حرف است و كلمات مصراع دوم ، دو حرف است و سوم ، سه حرفى و چهارم ، چهار حرف ؛ هفتم ، قطعه‌اى ، به عمل ترشيح بيرون مىآيد مصراع اول و سوم رباعى ، از مصارع اول غزل ، استخراج مىافتد و مصراع دوم و مصراع چهارم رباعى ، از مصارع دوم غزل حاصل مىشود در مدح امير اعظم اكرم ، مربّى العلما ، مقوّى الفضلا ، حسّان بيان ، سليمان زمان ، المنظور بانظار الملك الصمد ، امير شجاع الدولة والدين ، احمد حاجى - خلّد اقباله و ابّد افضاله - و غزل مذكور اين است :