سلطان محمد مطربي سمرقندي
139
تذكرة الشعراء ( فارسي )
سلك نظم كشيد . نظم : فريدون زمان خاقان اعظم * به جنّت برد رخت استقامت شهنشاهى كه از فرط عدالت * جهان را كرد آبادان تمامت بسان مرغ در ماه رجب رفت * از اين محنتسراى پرملامت نشانى از قيامت ماتم اوست * به پيش ديدهء اهل سلامت چو جستم از خلايق سال فوتش * همه گفتند : « قايم شد قيامت » « 1 » [ « 2 » ] [ عبد المؤمن خان ازبك ] [ مق 1006 يا 1007 ق / 1598 م ] وصف جليل و ذكر جميل خان شهادتنشان فردوسمكان ، عبد المؤمن خان بن عبد اللّه خان ، پادشاهى بود به غايت نازكطبع و باريكمزاج . خلايق را به جرم اندك عقوبت بسيار كردى ؛ فامّا با وجود غيورى و متهوّرى و رقّت طبع ، قدم از جادّهء شريعت غرّا و ملّت بيضا ، بيرون نمىنهاد و همواره همت عالىنهمت ، بر ترفيه خواطر علما
--> ( 1 ) . جملهء ( قايم شد قيامت ) به حروف ابجد مساوى با 1006 مىشود كه همان سال مرگ عبد اللّه خان است . ( 2 ) . عبد المؤمن خان بن عبد اللّه بن اسكندر خان بن جانى بيگ سلطان بن خواجه غوم سلطان بن ابو الخير ازبك كه در زمان پدر خود ، بر برخى از بلاد ماوراء النهر حكومت مىكرد و معاصر شاه عباس صفوى بود و بارها به همراه سپاهيان پدر خود ، به خراسان حمله كرد و شهر مشهد را تصرف نمود و دست به قتل و غارت زد ، سپس عليه پدر خود سر به شورش برداشت و پيش از اينكه بر پدر خود دست يابد ، پدرش درگذشت و او حاكم و فرمانرواى ماوراء النهر گرديد ، اما شش ماه پس از پدرش او نيز به دست سرداران خود كشته شد : روضة الصفا ، 8 / 253 ، 257 ، 259 ، 260 ، 263 ، 264 ، 267 تا 270 و 307 تا 311 ، 317 ، 324 ، 328 ؛ خلد برين والهء اصفهانى ، ص 431 ، 438 ، 441 ؛ فهرس التواريخ ، ص 223 ؛ تاريخ منتظم ناصرى ، 2 / 882 ، 883 ، 884 ، 887 ، 890 ، 892 ، 893 ؛ تاريخ ادبيات در ايران صفا ، 5 / 1 / 22 ؛ عرفات العاشقين ، ص 424 ، 754 ، 848 ، 901 ، 985 ؛ مجمع الفصحاء ، 1 / 78 ؛ مآثر جهانگيرى ، ص 468 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 7 - 8 ، 404 ، 488 .