سلطان محمد مطربي سمرقندي

136

تذكرة الشعراء ( فارسي )

اخراج كلامى است كه موزون و مقفّا باشد و قائل قصد موزونى آن كرده باشد ، فامّا دلالت بر معنا نداشته باشد ، چون اين تركيب كه : بيت : آينه‌اند آن پشنى جام جم‌اند يا مَه بدر * كه نِمى از كُه بلند است و نِمى پنهان است فايدهء قيد دوم ، به جهت اخراج كلامى است كه دلالت كند بر معنا و مقفّا باشد ، ليكن موزون نباشد ، يعنى سنجيده به ميزان مخصوص عروضى نباشد ، مانند كلام مسجّع چنان‌كه گويند : گوى باخته و اسب تاخته و فلان را كرم بسيار است و هنر بىشمار . فايدهء قيد سوم ، به جهت اخراج كلامى است كه دالّ بر معنا و موزون باشد ، ليكن مقفّا نباشد چنان‌كه : بيت : شاها بقاى عمر تو بادا هزار سال * اقبال در پناه تو بادا هزار سال فايدهء چهارم ، به جهت اخراج بعضى آيات قرآنى و احاديث نبوى است - صلّى اللّه عليه و سلم - چون آيهء كريمه كه : ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ؛ ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ « 1 » و مانند اين حديث صحيح كه : ( الكريم بن الكريم بن الكريم ) « 2 » كه بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات ، واقع شده ، فامّا چون قائل قصد موزونى آن نكرده آن را شعر نمىگويند . سوم پرسيدند كه : اول كسى كه زبان به گفتن شعر گشاده كيست ؟ گفتم : در اين مسئله اختلاف است . بعضى برآنند كه اول كسى كه شعر گفته ، حضرت آدم است - عليه السّلام - در مرثيهء هابيل و آن به لغت سريانى بوده و برخى برآنند كه اول كسى كه شعر گفته ، يعرب بن قحطان بوده كه از اولاد نوح است - عليه السّلام - و آن به لغت عربى واقع شده و قومى برآنند كه اول كسى كه شعر گفته ، بهرام گور است و گفته‌اش اين است :

--> ( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) ، 84 ، 85 . در اصل : ( تقبلون ) . ( 2 ) . الكريم بن الكريم بن الكريم . . . يوسف بن يعقوب ، صحيح بخارى ، انبياء ؛ 19 و مناقب ، 13 و تفسير سورهء يوسف ( 12 ) ، 1 ؛ مسند احمد بن حنبل ، 2 / 96 ، 332 ، 416 ؛ سنن ترمذى ، تفسير سورهء يوسف ( 12 ) ، 1 . در اصل : ( الكريم من الكريم بن الكريم ) .