سلطان محمد مطربي سمرقندي
126
تذكرة الشعراء ( فارسي )
افضلها و من التسليمات اكملها - فصيح زبانى كه چون در معركهء فصاحت ، دم انا افصح زد ، شيران بيشهء بلاغت را ، به انامل اعجاز و اقتدار ، مهر عجز و اضطرار ، بر دهان نهاد . مليح بيانى كه چون دعوى انا املح كرد ، حكايت حسن و خوبى يوسف ، در چاه نسيان افتاد . نظم : ز نور حسن رخش ، پرتوى به يوسف تافت * به مصر خوبى از آن منصب عزيزى يافت چو شد مسخّر صيت جمال او آفاق * حديث يوسف و حسنش ، به چاه غرب شتافت و درود نامحدود و رضوان نامعدود بر آل و اصحاب و احباب و احزاب و متابعان او كه قصر شريعت غرّا و صفّهء ملت بيضا ، به زيب وجود و نور شهود ايشان ، مزيّن و آراسته گشت و ساحت دين مبين و مساحت شرع متين ، از شوكت شركت و خاشاك ناپاك بدعت و جهالت ، به ميامن مساعى جميلهء ايشان پيراسته شد - رضوان اللّه تعالى عليهم اجمعين - اما بعد بر رأى عالمآراى ارباب بصاير و ضماير عقدهگشاى اصحاب سراير ، چون آفتاب لايح و چون مشك ناب فايح است كه بعد از قرائت آيات بيّنات قرآن مجيد و تلاوت صفحات فرقان حميد و مطالعهء احاديث نبوى و ملاحظهء اسانيد مصطفوى - صلّى اللّه عليه و سلّم - خوبترين بيانى و مرغوبترين برهانى كه ديده را نور و دل را سرور بخشد ، به مضمون : « للّه تحت العرش كنوز و مفتاحها السنة « 1 » الشعراء » عبارات سنجيده و استعارات پسنديدهء فصحاى نامدار و شعراى عاليمقدار است . پس چون در هرعصر ، يكى از فضلاى دهر ، اسامى سامى اين طايفهء گرامى نامى را ، در حيطهء تصنيف آورده ، اشعار درربار و گفتار شكر نثار ايشان را ، در سلك تأليف كشيده ، نسخهاى به يادگار ، بر صفحهء روزگار ، گذاشته و از جملهء نسخ مشهورهء معتبره يكى تذكرهء امير با انتباه دولتشاه است و ديگرى مجالس النفايس امير كبير عليشير است و ديگرى كتاب عالى خطاب مذكّر
--> ( 1 ) . در اصل : ( سنهء ) .