سلطان محمد مطربي سمرقندي

122

تذكرة الشعراء ( فارسي )

نسخه ، در آن است كه از لحاظ مضمون جملات ورق 170 ب با 171 الف ، مطابقت نمىكنند ، يعنى آخر جملهء ورق 170 ب با اين جمله تمام مىشود : « در ايام سلطنت خان شهادت نشان عبد المؤمن خان منصب دفتردارى ، متعلّق به دو » و ورق مقابل 171 الف باشد با بيت زير آغاز مىگردد : « چسان اى دل توانم حال خود پيش بتان گفتن * كه شوخ نكته‌دان من مرا چون در سخن گيرد » كه در بين آنها رابطهء كلام ، به نظر نمىرسد . اين حالت ، به آن دلالت مىنمايد كه از بين اين ورقها ، چند ورق افتاده است . همچنين در ورق 196 ب ، اين حالت دچار مىشود . در ذكر شرح‌حال و نمونهء اشعار موسوم به صالح آب آمد ، مطربى مطابق اصطلاح آب آمد ، حكايتى آورده است ، از آن حكايت از قرار معلوم يك ورق افتاده ، زيرا ادامهء حكايت در ورق 197 الف ثبت گرديده است . چنين‌اند نواقص نسخه كه هنگام مطالعه و بررسى ، به آنها دچار شديم ؛ اما اين كمبوديها ، به اهمّيت تذكره ، خلل نرسانده‌اند . تذكرهء مطربى ، يكى از مأخذ تاريخى و ادبى عصر شانزده مىباشد كه براى آموختن ادبيات و قسمت تاريخى آن دوره ، اهميّت بسيار بزرگى دارد . محمد مطربى ، در جريان ديگر مسائل مهم اين‌چنين خوانندگان را با روابط ادبى و فرهنگى ماوراء النهر و هندوستان ، در زمان خود آشنا مىسازد . وى در تذكرهء خود ، از شانزده شاعر ، نام مىبرد كه آنها به هندوستان سفر كرده ، پس از مدتى باز به ميهن خود بازگشته‌اند ، از جمله : جندويى بخارى ، جعفر عراقى ، داعى اندجانى ، ملا واصلى و ديگران مىباشند . از روابط ادبى و فرهنگى ماوراء النهر و هندوستان ، نامهء فيضى دكنى را كه به‌عنوان : خواجه حسن نثارى فرستاده بوده ، چنين قيد كرده است : « وى ( ف . دكنى ) به حضرت مخدومى حسن خواجه نثارى ، غايبانه طريق محبّت را پيموده ، از ولايت هند ابواب مراسلات را گشوده ، سوغوتهاى كرامند ، مىفرستاد . بر اول آن مكتوب هم‌چنين نوشته بود :