محمدصادق دهلوي
مقدمه 71
كلمات الصادقين ( فارسي )
اهل زمان پوشيدند . از وى دو پسر ماند ، يكى خواجه قاضى كه مرقد وى در دهلى است و دومى خواجه 1 * معز الدّين كه در ديوگير شهادت يافت . خواجه محمد و خواجه موسى 2 قدس سرهما * فرزندان * فاطمهاند ، سيومى 3 دختر شيخ الاسلام فريد الاولياء كه در حبالهء بدر الدّين * اسحاق درآمده كدبانوى مشيخت گشته بود . چون بدر الدّين اسحاق وفات يافت . نظام الاولياء فاطمه را بدهلى طلبيده 4 در لوازم خدمتكارى و مراسم رضاجوئى بنهايت درجه كوشيد و هر دو پسر او را باتفاق خواجه احمد نيشابورى كه از مريدان خاص شيخ الاسلام فريد الاولياء بوده پرورش نموده بدرجات بلند و مقامات ارجمند رسانيده 5 و بكمالات ظاهرى و باطنى فايز گردانيد و چون از علايق دنيوى مجرد گشتند در جوار مرقد نظاميه مدفون شدند . و در اخبار الاخيار * آمده كه خواجه محمد حاوى فنون علوم 6 بود و در علم حكمت و موسيقى مهارت تمام داشت و چندى بامامت نظام الاولياء مشرف بود و از ملفوظات شيخ كتابى جمع كرده انوار المجالس نام نهاده 7 . گويند * روزى در خانقاه شيخ ابو بكر طوسى مجلسى بود . [ 118 ] هرچند قوالان سرائيدند 8 ذوقى بمجلسيان فايز نمىشد . نظام الاولياء كه شمع آن مجلس بوده گفت سماع بگذاريد و بمآثر مشايخ اشتغال نمائيد . در اثناء آن 9 ذوقى پيدا آمد . شيخ على زنبيلى روى 10 بجانب شيخ امام الدّين * خليفهء بدر الدّين غزنوى كرد و گفت از شما سماعى مطلوبست و نظام الاولياء 11 طرف خواجه محمد اشارت كرد . هر دو بزرگ برجستند و بجاى قوالان نشستند . غزلى آغاز كردند ، چون به اين بيت رسيدند : هر بىخردى كه بينى امشب * از من همه در گذار تا روز شيخ نظام الاولياء 12 را درگرفت و در همه سرايت كرد و ذوق 13 تمام پيدا آمد . خواجه عزيز الدّين صوفى قدس سره * فرزند * نخستين مستورات فريد الاولياء كه بىبى مستوره نام داشت بوده و در علوم رسمى شاگرد قاضى محى الدّين كاشانى است . در صنعت كتابت مثل