محمدصادق دهلوي

مقدمه 36

كلمات الصادقين ( فارسي )

مىگفتم مولانا 1 فريد ، و ابن محبت بغايتى 2 رسيد كه ياران من همه مطلع شدند چنان كه اگر از من سخنى پرسيدندى و خواستندى كه سوگند دهند مىگفتند سوگند شيخ فريد بخور 3 . و در اخبار الاخيار مسطور است كه وقتى كه سلطان المشايخ بشوق ارادت شيخ فريد الدّين باجودهن رفت بيست‌ساله بود . چون 4 بملازمت آن حضرت مشرف گشت شش * سىپارهء قرآن پيش شيخ تجويد * نمود و شش * باب از عوارف * سند كرد و تمهيد شيخ ابو بكر سلمى و بعضى كتابهاى ديگر پيش شيخ بخواند . از سلطان المشايخ منقول * است كه چون بملازمت شيخ الشيوخ مشرف شدم نخستين سخنى كه از شيخ شنيدم اين بود : بيت 5 اى آتش فراقت دلها كباب كرده * سيلاب اشتياقت جانها خراب كرده كمال عظمت و جلال و مجاهده و مشاهدهء وى بيش از آنست كه از عهدهء تحرير آن توان برآمد . مجملا و مفصلا در اخبار الاخيار * و فوائد الفؤاد [ 60 ] و سير الاولياء مذكور است هرك را ذوق اطلاع باشد به آن كتب رجوع نمايد . من فوائد انفاسه الشريفة و آن در ضمن سى و پنج كلمه ايراد مىيابد . كلمه 1 مىفرمودند 6 * كه سماع على الاطلاق حلال و على الاطلاق حرام نيست تا مستمع كيست . سماع صوتى است موزون چرا حرام باشد و سماع مزامير حرام است . پيش شيخ فريد الحق و الدين قدس سره در باب اباحت و حرمت سماع كه در آن اختلاف علما است ذكر مىكردند . فرمود 7 سبحان اللّه يكى بسوخت و خاكستر شد ديگرى هنوز در اختلاف است ! 8 بيت 9 آتش اندر پختگان افتاد و سوخت * خام طبعان همچنان افسرده‌اند كلمه 2 بعضى * درويشان با پيرى بيعت مىكنند و بر آن كفايت ناكرده نزد پير ديگر مىروند و بيعت و خرقهء وى هم مىستانند . نزديك من اين چيزى نيست . بيعت همان است كه به اول كرده . اگرچه آن 10 پير يكى از آحاد باشد . كلمه 3 اگر * مريد شيخ را گويد كه من مريد توام و شيخ گويد كه تو