محمدصادق دهلوي
مقدمه 16
كلمات الصادقين ( فارسي )
بخشيد . بطفيل وى همه از بند گرفتارى بتپرستى 1 خلاص يافته پرستار آفرينندهء خود 2 شدند . معين الاولياء آن بزرگ را حميد الدّين نام نهاده 3 ، خواهش ناميدن ديگران بخاطر گذرانيد . همه گفتند كه ما چنانچه 4 در كفر و اسلام دامن شركت از دست نداديم بايد كه در لقب هم شريك باشيم . ازين روى هر 5 همه بحميد الدّين ملقب شدند و از جمله ناموران دين و حلقهبهگوشان معين الاولياء بودند . از آن جمله شيخ حميد الدّين دهلوى است كه اقامت و سكونت اين مصر اختيار نموده تا آخر عمر درين شهر بزرگ گذرانيد و 6 بدهلوى شهرت يافت . قاضى حميد الدّين ناگورى قدس سره از جملهء قدماى 7 مشايخ هند ، و خلفاى 8 شيخ شهاب الدّين سهروردى است و شيخ در بعضى رسائل خود بدان اشارت فرموده و گفته : خلفائى * فى الهند كثيرة منهم حميد الدّين الناگورى . و بعضى برآنند كه او مريد شيخ شمس الدّين سمرقندى است قدس سره ، و تواند كه به خدمت هر دو بزرگوار رسيده باشد ، [ 25 ] و علوم باطن اكتساب نموده چنانچه در سلف اين طريق معمول بوده ، و از مشايخ متعدد اقتباس انوار مىكردند . نام وى محمد ابن عطا است . از اخبار الاخيار * قصهء پيوستگى وى بشيخ الشيوخ چنين معلوم مىشود كه در ايام صبا بمرافقت پدر بزرگوار خود از بخارا بدهلى تشريف آورد 9 و پدر وى پس از چندگاه فوت شد و وى چون در علم ظاهر بدرجهء اعلى بود به تكليف تمام حكام وقت قاضى ناگور كردند . سه سال بجريان امور شرعيه و نشر 10 علوم دينيه اشتغال تمام نمود و بپايهء اجتهاد رسيد و امانت و ديانت و تقوى را بمرتبهء كمال رسانيد . شبى سيد كائنات را صلى اللّه عليه و سلم در خواب ديد كه بجانب خود مىطلبد . صباح آن شب ترك علائق كرده بتجريد و توكل متوجه حرمين شريفين 11 گشت و ببغداد رسيد و شيخ الشيوخ شهاب الدّين سهروردى را دريافت و مريد شد و بمرتبهء خلافت رسيد و هم در آنجا بخواجه قطب الدّين ملاقات * كرد و از شيخ الشيوخ رخصت زيارت حرمين گرفته يك سال و هفت ماه و چند روز در مدينه بود و بزرگان آنجا را زيارت 12 كرده به مكه آمد . سه سال مجاور بود و بعضى اوليا