محمدصادق دهلوي
مقدمه 8
كلمات الصادقين ( فارسي )
ديد فرمودند 1 كه بختيار كاكى را از من سلام برسان و بگو [ 11 ] تحفهء كه 2 هر شب مىفرستادى سه شبست كه به من نرسيده خواجه چون ازين خواب اطلاع يافت مهر زن بداد و از وى جدا شد * . و از بركات انفاس نفيسهء ايشانست كه در ضمن نه كلمه ايراد مىيابد ، و از فوائد السالكين كه شيخ اجل اعظم فريد الحق و الدين قدس سره منسوبست نقل افتاد 3 . كلمه 1 صاحب سجاده را اينقدر قوت باطن ضرورى است كه چون يكى به نيت ارادت نزد وى بيايد به قوت نظر زنگار سينهء وى صيقل دهد تا هيچ كدورتى از غل و غش و آلايش دنيا در وى نماند و اگر اين مقدار قدرت نباشد پس بحقيقت بدانكه پيرو مريد هر دو گمراهاند و در باديهء ضلالت . كلمه 2 درويشان طايفهاند كه خواب بر خود حرام كردهاند و زبان در سخن گفتن گنگ ساختهاند و طعام از خس و خاشاك كرده و صحبت خلق همچو مار و افعى دانسته آنگاه بمرتبهء قرب رسيده . هر درويشى كه جامهء خوب بپوشد براى نمودن خلق ، بدانكه آن درويش نيست رهزن است ، و هر درويشى كه بهواى 4 نفس طعام خوب خورد پندار كه آن 5 نفسپرستست و هركه بصحبت اغنيا 6 نشست بدانكه مرتد طريق 7 است ، و هركه خواب كند پندار كه در وى نعمتى نيست . كلمه 3 بعضى از اوليا كه اسرار بيرون مىدهند در غلبات [ 12 ] شوق از سر سكر چيزى مىگويند ، اما بعضى ديگر كه كاملالاحوالاند به هيچ نوعى اسرار بيرون نمىدهند . پس درين راه اهل سلوك را حوصلهء وسيع بايد تا اسرار دوست در وى مسكن گيرد . كلمه 4 چون وقت درآيد و نسيم لطف وزد صد هزار خراباتى را صاحب سجاده گرداند و بيامرزد ، و اگر مبادا نسيم قهارى وزد صد هزار سجادهنشين را براندازد ، هريكى را بخرابات افگند * . پس درين راه بيغم نبايد بود . كاملان شب و روز از بيم فراق متحيراند زيراكه 8 عاقبت را كس 9 ندانست كه 10 چگونه خواهد شد .