محمدصادق دهلوي

مقدمه 115

كلمات الصادقين ( فارسي )

بهر طرفى رفتند ، ما بجانب مندو شديم و چندى رحل اقامت گسترده بمندوى مشهور گشتيم و عمر شريف شيخ سليمان صد و پنجاه سال 1 بوده و برخى زياده ازين نيز گفته‌اند . به‌هرحال عمرى طويل داشت * و فرماندهى پادشاهان بسيار را ديده و ابتداى 2 ظهور وى از رايات عالى خضر خان 3 شده و او خانى بود بزرگ نهاد كه بعد از انقطاع پادشاهى خانوادهء فيروز شاه ظلال دولت بر دهلى انداخت و قابض و متصرف شد و او اگرچه اسم و لقب پادشاهى بر خود ننهاد و ليكن 4 ملك‌دارى و جهانگيرى بر طريقهء پادشاهان كرد 5 و بملوك و امرا 6 مناصب 7 عالى داد 8 و باوصاف پادشاهان اتصاف داشت . در اوايل از امراى 9 بزرگ فيروز شاه بود و حكومت ملتان مىكرد . هنگامى كه امير تيمور صاحبقران بملك دهلى آمد خضر خان را برگزيد و ملتان بر وى مسلم داشت ، و اقطاع ديپالپور بر آن 10 بيفزود و چون مقبول آن‌چنان پادشاهى شد عاقبت پادشاهى دهلى نصيب وى شد . هفت سال و دو ماه پادشاه بود 11 . چون وى در سنهء اربع و عشرين و سبعمائه 12 وفات يافت مبارك خان را كه [ 185 ] انجب اولاد او بود معز الدّين مبارك شاه خطاب كرده بر تخت نشاندند و او پادشاهى بود حليم و كريم و 13 حميده خصال . در اول جلوس خاص و عام را بتشريفات و انعامات پادشاهانه نوازش فرمود و اقطاع ممالك قسمت كرد و مفسدان را گوشمالى 14 داد . و بامراى 15 وقت و سلاطين محاربهاى 16 عظيم كرد و فتحها نمود . در سال هشتصد و سى و هفت بر كنار درياى 17 جون شهر مبارك‌آباد بنا 18 نهاد و داد عيش و كامرانى داد . روز جمعه نهم رجب سال مذكور استعداد نماز كرده به قصد مسجد جامع برآمد . يكى از نزديكان وى حرام نمكى نموده بسبب 19 اغراض فاسده 20 تيغ بركشيد و بر سر مبارك زد و شهيد ساخت . پادشاهى وى سيزده سال و سه ماه بود و 21 بعد از آن همان روز برادرزادهء وى را كه سلطان محمد خان ابن 22 فريد خان نام داشته سلطان محمد شاه خطاب داده به پادشاهى برداشتند و وى بوراثت پدران بصفات پسنديده موصوف بود و ليكن 23 امور مملكت در زمان وى سست شد و بعضى سلاطين قريب را در ملك وى طمع