محمدصادق دهلوي
مقدمه 113
كلمات الصادقين ( فارسي )
ظهور آورد و چون آن حضرت وفات يافت در دارالخلافهء آگره روز جمعه جمادى الاول 1 خطبه بنام همايون او بلندآوازه گشت و از قندهار تا سرحد مملكت گجرات در تصرف بندگان او درآمد و بالآخر واقعات غريب رونمود . سال وفات آن پادشاه دينپرور ازين مصراع توان دانست - همايون پادشاه از بام افتاد . و كان ذلك فى سنة ثلث و ستين و تسعمائه . سبب وفات آن سلطان عظيمالشان اين بوده كه چون بار ديگر افاغنهء بداختر را مغلوب ساخت شش ماه ازين واقعه نگذشته بود كه وقت شام [ 182 ] بر كشك لعل بتفرج هوا برآمد . ناگاه مؤذن اذان گفت : به قصد تعظيم استماع 2 اذان خواست بنشيند . پاى سريرفرساى 3 بلغزيد ، بيفتاد و 4 همان دم يا پس از چند روز به آن عالم انتقال نمود 5 . شيخ سليمان مندوى قدس سره نام * پدر بزرگوار او عفان بوده ، مولد وى دهلى است . نسبتش 6 بسلطان ابراهيم ادهم مىرسد 7 و 8 به نسبت ارشاد به چهار واسطه به حضرت محبوب ربانى قطب صمدانى سلطان المشايخ مىپيوندد ، بدينطريق كه وى از حضرت شيخ محمد عيسى كه يگانهء آفاق بوده ارشاد يافته ، شيخ محمد عيسى جونپورى از شيخ فتح اللّه * كه در زمان خود بىمثل بوده ، و شيخ فتح اللّه از شيخ صدر الدّين حكيم كه جامع علوم ظاهر و باطن و حكيم و عارف بوده و شيخ صدر الدّين از اعاظم خلفاى شيخ نصير الدّين محمود بود و نسبت ارادت شيخ سليمان به پنج واسطه بسلطان الاولياء مىرسد بدينطريق كه وى ارادت به پدر بزرگوار خود شيخ عفان دارد و شيخ عفان بشيخ حسام الدّين مانكپورى و شيخ حسام الدّين بشيخ نور قطب عالم و شيخ نور به پدر خود شيخ علاء الدّين و شيخ علاء الدّين باخى سراج و اخى سراج بسلطان المشايخ . و شيخ سليمان [ 183 ] عليه الرحمة شيخى بزرگ و در تربيت طالبان و اذكار درويشان بىمثل روزگار بود و سياحت بسيار كرده و ملازمت اكابر نموده و نعمتها يافته . از پيران اكثر خانوادهها 9 نسبتها گرفت . پنجاه * سال در مسجد اقصى و بيت الحرام باعتكاف گذرانيد و بملاقات خضر فايز شد و رياضات شاقه كشيد . در اخبار الاخيار *