محمدصادق دهلوي

مقدمه 90

كلمات الصادقين ( فارسي )

درآمده و دنيا را ترك داده بشيخ اعلام نمود كه مخدوم مؤيد الدّين را رخصت فرمايند تا كارى از پيش ما برگيرد . شيخ در جواب فرمود او را كارى ديگر پيش‌آمده در سرانجام آن كار است . اين سخن بر حاجب سلطان علاء الدّين گران 1 آمد . گفت مخدوم شما همه را مىخواهيد كه مثل خود كنيد . فرمود همچو خود چه باشد بهتر از خود مىخواهيم . چون بسلطان اين جواب رسيد از سر وى بگذشت و دست از وى بداشت . صاحب سير الاولياء گفته من اين خواجه مؤيد الدّين را ديده بودم پيرى عزيز دراز بالا سپيد پوست خوب‌صورت پاكيزه سيرت بود و قبر وى پايان روضهء سلطان المشايخ ميان ياران و خدمتكاران است . شيخ نظام الدّين شيرازى قدس سره * در ياران اعلى 2 شيخ نظام الدّين اوليا داخل است و بعلم و عمل و زهد و تقوى موصوف بود و باوصاف اهل شريعت و طريقت متصف و به زيارت حرمين شريفين مستسعد 3 گشته و به نظر خاص شيخ محظوظ و محفوظ بوده . صاحب سير الاولياء گفته كه من شيخ نظام الدّين شيرازى را بعد از رحلت سلطان المشايخ ، [ 144 ] وقتى كه از اود آمده بود و در حظيرهء آن حضرت سكونت داشت ديده بودم . ظاهر و باطنش باوصاف سنيهء اهل تصوف موصوف 4 بود . اگر در علم سخن افتادى بتقريرى 5 خوب سخن را تمام كردى و راه و روش اهل تصوف نيكو مىدانست و شيفتهء سماع بود چنان كه قوالان در جماعت‌خانهء وى ملازم 6 بودند و هر روز يك‌وقت سماع شنيدى . در آخر عمر در شهر دهلى سكونت اختيار كرد و هم درين شهر وفات يافت 7 . قبر وى در جوار خانهء وى درون حصار سلطان علاء الدّين است . شيخ عثمان سياح قدس 8 سره مريد * شيخ ركن الدّين ابو الفتح است كه خليفهء راستين جد بزرگوار خود شيخ الاسلام بهاء الدّين 9 زكريا بوده 10 و او خليفهء شيخ شهاب الدّين سهروردى و نسبت باطنى وى بعم بزرگوار خود شيخ نجيب الدّين مىپيوندد و نسبت او 11