مير تقي الدين كاشاني
48
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
پس از چندين وفا بر رغمِ من شد يار هر ناكس * معاذ اللّه چنان يارى ، چنين هم مىشود باكس * * * دست ما و دامن آن ترك خواهد بود و بس * در صف محشر اگر دستى به دامان مىرسد * * * ظلم اى كافر بىدين مبر از پيش امروز * كه عجب روز جزايى ز قفا مىآيد زود تسليم شو اى خسته ، گرانجانى چيست * گر نيامد به عيادت ، به عزا مىآيد * * * چنان آميزشى كردهست با غير * كه هرگز در دلم بىاو نيايد * * * هجوم هجر بر فرهاد « 1 » محنت ريز مىباشد * ولى رشك ملالانگيز با پرويز مىباشد به قتلم كرد اگر ايما ، ز كردن منفعل هم شد * كه چشمش فتنهانگيز و حياآميز مىباشد چه شد گر چشم بيمار تو مىپرهيزد از مردم * مدار مردم بيمار بر پرهيز مىباشد * * * من آن ديدن « 2 » نمىخواهم كه بينى سوى غير اوّل * اگر آگه نباشد او ، نظر سوى من اندازى * * * دلم از وضع تو برهم زده خاطر شد و رفت * گنه من چه ؟ برو وضع تو ظاهر شد و رفت
--> ( 1 ) . اصل : فرها . ( 2 ) . اصل : ديدم .