مير تقي الدين كاشاني
758
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
مغّبر : غبارآلود ؛ مغبر : تيرهرنگ مغترف : به مشت آب بردارنده مقبل : كامكار مكارم : نيكيها ، خوبيها ، بزرگواريها مكاره : سختيها ، امور زشت و ناپسند مكوّه : متلوّث ، آلوده به غايط ملاذ : پناهگاه ملاعب : بازيگر ممارست : كوشيدن و تفحص كردن و تجربه نمودن در كارى مموّه : سخنان راست آميخته به دروغ مميّزان : ج ( مميز ) ، تميز داده شده و تشخيص داده شده مناشير : ج ( منشور ) ، حكمها و فرمانها مناهى : افعال ممنوع در شرع منايح : بخششها ، مواهب منخرط : منسك ، به رشته درآمده و همرديف شده مندمل : التيام يافته ، بهبود يافته منيف : بزرگ و بلندمقام مودّت : دوستى ، محبت ، صداقت ، رفاقت ، مهربانى ، خودخواهى ، نيكانديشى موضوع : مقرّرى ، مداخل ناشى از منصب مهاد : گهواره ، بستر مهبط : محلّ فرود ، فرودگاه مهيمن : ايمنكننده از خوف ميلان : تمايل ، خواهان بودن ميل زدن چشم : كنايه از سرمه رنگ گردانيدن چشم ، بينايى از چشم بازداشتن مؤاخات : باهم برادرى داشتن « ن » ناسوتى : ( مشتق از ناس ) ، دنيوى ، انسانى ناسوتيت : در مقابل لاهوتيت ، دنيايى ناصيه : پيشانى ، چهره ناهق : عرعركننده نبؤت : ابا نمودن از چيزى نتن : بوى بد ، مقابل فوح نثره : دو ستاره نزديك منازل ماه نجيح : درست ، صواب نسر : كركس نسر طاير : شكلى است بر فلك به صورت كركس كه پر آن به طرف شمال از منطقه البروج باشد و چون داراى دو بال گشادهاش پندارند ، آن را نسر طاير گويند نسمات : ج ( نسمه ) ، بوهاى خوش ، دم ، نفس نشور : زنده شدن ، روز رستاخيز نطع : بساط و فرش چرمين نفحات : ج ( نفحه ) ، بوهاى خوش نقيب : معاون كلانتر در صنوف و پيشهوران نقير : ناوه ؛ نقير و قطمير : كموبيش نكات : ج ( نكته ) نشانهها نكايت : قهر بر دشمن ، جرح و قتل دشمن نهمت : نياز ، نهايت اهتمام « و » واضع : سازنده ، بناكننده ، آفريننده ، پيدا كننده ، شارع و آنكه در ميان مردمان