مير تقي الدين كاشاني

753

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

عربى ، زحار و زحاره نيز آمده است زرخين : حلقه‌اى كه بر چهارچوب در نصب كننده و زنجير از آن گذرانند زواهر : ج ( زاهره ) ، روشنيها ، شكوفه‌ها ، زينتها زهار : شرمگاه زىّ : هيئت ، پوشش ، شعار « س » ساد : ساده ، بىنقش و نگار ، سيم ساورى : پيشكش و آن اسب باشد ، هديه ، انعام در ازاى خدمت سباع : درندگان سبل : نوعى مرض چشم ، سرخ شدن چشم سبيكه : زر و سيم گداخته ، شمش نقره سپر انداختن : تسليم شدن سحبان : جرّاف ، نيك برنده و كشنده سدّه : درگاه ، پيشگاه بخت سدّهء جگرى : بيمارى مسدود شدن مجراى غذا سراسرى رفتن : به گشت چمن رفتن باشد سراير : ج ( سريرة ) ، رازها ، مكنونات ، مجازا طبيعت و سرشت سروت : تخم خمير سراب باشد سعير : جهنم ، آتش افروخته و لهيب آن سفته : ستبر ، غليظ ، محكم ، مضبوط سقر : جهنم سقطه : ساقطشدهء چيزى ، بچهء ناتمام از شكم افتاده سكبا : ( سك ) سركه + ( با ) : آش سركه سكينه : آرامش ، آهستگى سلاك : قوم تركمن ، شوشهء زر و سيم سلخ : پوست كندن ؛ شب سلخ : شب آخر ماه سلم : نوعى بيع ، پيش‌فروش ، دلو آب كشان ، پيراستن درخت سلوت : خرسندى ، بىغمى سمات : ج ( سمت ) ، نشانها سمال : ج ( سمله ) ، اصلاح كردن ميان قوم ، اشك ناشى از گرسنگى سمر : داستان ، افسانه سمن‌زار : بوستان يا چمن سموّ : بلندى ، بلند گرديدن سنيّه : ( تأنيث سنّى ) رفيع و بلند ، گرانقدر سوار : پاره و نوعى زيور سوفار : دهانهء تير ، سوراخ سهر : بيدارى ، بىخوابى سير سيّئه : عادات و خصايل بد و ناشايست سيّما : خاصّه ؛ لا سيّما : بخصوص سيورغال : وظيفه ، تيول و زمين يا عوايد آن كه پادشاه براى مدد معاش به ارباب استحقاق بخشند « ش » شاطر : جلد و تيز ، دلدور شبّر : نام پسر هارون نبى كه پيامبر اسلام نام فرزندان خود حسن و حسين را بدين نام خوانند شبير : نام پسر هارون نبى كه پيامبر اسلام نام فرزندان خود حسن و حسين را بدين نام خوانند شپّر : خوب و نيك به عربى حسن گويند شتا : قحط ، زمستان