مير تقي الدين كاشاني

723

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

چه ، هركه مرغ ضعيف عقل او از حضيض نقصان تقليد به اوج كمال بينش و ذروهء فلك دانش نرسيده باشد و طفل رضيع خاطرش از پستان مادر ذكا شير فضل نمكيده و از دايهء فطانت فطّام مانده و بوى هنر و ذوق استعداد به مشام دل و به مذاق جانش نوزيده ، اگر حق خردمندى كه در ابواب معالى و اسباب استيلا « 1 » و استعلا حاصل كرده و در اقسام آداب فصاحت و بلاغت مكنت و قدرت جمع نموده ، به واجبى « 2 » نشناسد « 3 » و از محاسن علم كه : قيمة كلّ امرء ما يحسنه ، و شرف نطق المرء فى طى لسانه لا فى طيلسانه ، بىخبر باشد نزد ارباب بصيرت معذور تواند بود ، لبهاء الدين المقدادى : شعر مرا اگر تو ندانى عطاردم داند * كه من كيم ز سر كلك من چه كار آيد هزار سال ببايد كه تا به باغ هنر * ز شاخ دانش « 4 » چون من گلى به بار آيد به هر قران و به هر دور چون منى نبود * ز روزگار چو من كى « 5 » به روزگار آيد القصّه ، بيش از اين اطناب و مبالغه در حكايت عتاب اين طايفه نمىتوان گفت كه سبب ملال است ، و شكايت اقوال و اطوار ايشان نمىتوان نوشت كه موجب كلال است ، خاصّه در اين محلّ كه خاطر به نوشتن ذكر شعراى دار السلطنهء مذكور متوجّه و اراده به تسطير حالات ايشان متعلّق است ، چه به دل جمع از وساوس كينه و خاطر خالى از كدورات ديرينه روى به تحرير و تقرير احوال ايشان مىبايد آورد و اين خدمت را به بهترين وجهى به اتمام رسانيد . انشاء اللّه كه ذكر اين طايفهء باقيمانده به توفيق متكلّم قديم در بهترين عبارتى و نيكوترين اشارتى سمت گزارش يابد ، بحقّ محمد و آله الأمجاد .

--> ( 1 ) . اصل : استعلا . ( 2 ) . اصل : واجب . ( 3 ) . اصل : نشناسند . ( 4 ) . اصل : آتش . ( 5 ) . كس تصحيح قياسىست .