مير تقي الدين كاشاني

720

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

زنهار به ناكس نشوى يار اى دل * ناكس « 1 » نبود يار وفادار اى دل از صحبت يار بىوفا دورى كن * زنهار اى دل هزار زنهار اى دل [ 12 . ] مير هيبت اللّه ( قانعى تخلّص ) از سادات جليل القدر كاشان است از اخلاق حسنه و شيم مرضيه نصيبى وافر و حصّه‌اى كامل داشته ، و در شيوهء مصاحبت و منادمت متفرّد اهل زمان بوده ، و در صنعت تيراندازى و خوشنويسى قصب السبق از امثال و اقران ربوده و همين تعريف او را كافى است كه قبلة الكتاب امير معزّ الدين محمد خوشنويس از جملهء شاگردان اوست و منصب استادى علم خط از ديوان خطاطى او دارد . مصرع آفرين بر روان او بادا كه اين‌چنين بىمثلى به شاگردى او مباهى و مفتخر بود و در مجلس تعليم خط دائم الاوقات وى را به شفقت و مرحمت مىستود . در شهور سنهء ثمان و خمس و تسعمائه از اين جهان فانى به عالم جاودانى انتقال نمود . جمعى كه به صحبت وى رسيده‌اند و تعليم خط از او گرفته ، مىگفتند كه در خوش‌طبعى و خوش‌فهمى مسلّم بود و در شعرشناسى بىبدل شعرشناسان عالم ، و گاهى شعر و غزل مىگفت و قانعى تخلّص مىكرد و اين مطلع و غزل از او به راقم رسيده و در اين موضع جهت تيمّن و تبرّك درج گرديده . شعر دگر جانم وداع خانهء تن مىكند امشب * كه آه آتشينم خانه روشن مىكند امشب * * * دم‌به‌دم خواهم زبان را از دهان خود كشم * تا به كى تشويش از دست زبان خود كشم تير آن ابرو كمان در جان من جا كرده است * از دلم نايد كه تيرش را ز جان خود كشم

--> ( 1 ) . اصل : تا كس .