مير تقي الدين كاشاني

710

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

اگرنه غيرت ديندارىام شدى مانع * بگفتمى كه يقين هرچه هست و نيست زر است چه اعتبار بيايد ز بىزرى شخصى * درين زمانه كه زردار مردِ معتبر است به فضل ، شهره شدن كى فضيلت است امروز * كه افضل است كسى كاو به مال مشتهر است تو نيز مال به دست آور و تفضّل جوى * كه عامى متموّل به فاضلى سمر است شنو نصيحتم از مفلسى حذر مىكن * كه آن بلا بود و واجب از بلا حذر است وگر نمىشنوى يك ره آن طريق بپوى * ببين بليّهء هر وادى از چه رهگذر است به عدل ، زر به كف آور نه از تعدّى و جور * كه زردرويى هر دو سراست آن نه زر است به مهرِ زر چو ستمگر شوى مشو ايمن * كه چرخ با تو عداوت ستيز و كينه‌ور است چه رنگ بهره برد ظالم از زر مظلوم * كه سرخ گشته به خونابهء دل و جگر است ز بازخواست بينديش و جور پيشه مكن * كه در شمار مكافات ، ذرّه در شمر است به هر پسر كه نظر مىكنم درين ايّام * به دوستىِّ زر و سيم ، دشمنِ پدر است كجاست آن پدرى نيز كز براى همين * نه خاطرش متنفّر ز صحبت پسر است